بازتاب اندیشۀ مشیّت الهی در تاریخ‎نگاری عصر ایلخانی (با تأکید بر تاریخ جهانگشا و تاریخ وصّاف)

نویسندگان
doi
چکیده

این پژوهش می‌کوشد با شناخت دیدگاه دو تن از مورّخان عصر ایلخانی ‌در موضوع اندیشۀ مشیّت الهی، بازتاب آن را در محتوا و روش تاریخ‎نگاری آنان بازجوید. از این رو، برای تحقّق این هدف، پرسش‎های زیر مطرح است: از دیدگاه مورّخان یادشده، محرک تاریخ و راه‎برندۀآن چیست؟ این تفکّر تحت‎تأثیر چه عواملی شکل گرفته‌است؟ دیدگاه‎های یادشده چه اثری در روش تاریخ‎نگاری آنان داشته‎است؟ در پاسخ به این پرسش‎ها، فرضیۀ زیر ارائه‎شده‎است: اعتقادات عمیق شریعتمدارانۀ جوینی در مسئلۀ مشیّت الهی و شرایط نامطلوب سیاسی ـ اجتماعی حاکم بر زمانۀ وی، سبب نوعی نگاه مشیّتی از سوی او به تاریخ شده‎است‌؛ ‌بدین‎جهت، او در روش تاریخ‎نگاری خویش، به‎رغم به‌کار‌گیری‌ دیدگاه‎های انتقادی (در برخی رویدادها) و گاه انصاف تاریخی، از اصل تعلیل و تحلیل بهرۀ چندانی نبرده است. در مقابل، دیدگاه‎های معرفت‎شناسانۀ وصاف دربارۀ مبانی علم تاریخ، آشنایی او با بسیاری از علوم، الگوپذیری از مورّخان و اندیشمندان بزرگ، تأثیرپذیری از اخوان‎الصفا و بهبود نسبی شرایط سیاسی ـ اجتماعی، سبب نوعی نگاه فرازمینی مطلق از سوی وی به تاریخ نشده‎است. بر این اساس، روش تاریخ‎نگاری وی بیشتر بر دو اصل تعلیل و انتقاد بر پایۀ انصاف تاریخی استوار بوده و به روش تحلیلی نزدیک است.