فرایندهای نهشت کانسنگ در کانسار سرب قومیشلو، جنوب غرب اصفهان، ایران، با استفاده از انگاره های زمین شناسی، ساختی-بافتی و ایزوتوپ گوگرد
نویسندگان
doi
10.22055/aag.2026.50275.2528چکیده
کانسار سرب قومیشلو یکی از کانسارهای کمربند فلززایی سرب و روی اصفهان-ملایر است که در پهنه دگرگونی سنندج-سیرجان قرار دارد. سنگ میزبان این کانسار، آهک تودهای کرتاسه زیرین است و تحت تاثیر گسلش و خردشدگی سنگی قرار گرفته است. کانهزایی درون سنگ آهک تودهای در سطوح گسلی، همراه با بخشهای برشی یا در مرز سنگهای آهکی با سایر واحدهای کرتاسه رخ داده است. ساختار ماده معدنی به شکل رگهای، رگچهای، انبوههای بلوری و بافت ماده معدنی عمدتاً نهشت تناوبی درشت بلورهای ماده معدنی و گانگ میباشد. کانیشناسی و توالی کانیایی ماده معدنی در کانسار قومیشلو ساده و شامل نهشت پیریت، اسفالریت، تتراهدریت و گالن مرحله اصلی و باریت و گالن مرحله تاخیری میباشد. دگرسانیهای اصلی در کانسار قومیشلو دولومیتی شدن، سیلیسی شدن و کلسیتی شدن سنگ میزبان هستند. بررسی مقدار δ 34 S کانیهای سولفیدی (گالن و پیریت) در کانسار قومیشلو نشان دهنده تغییرات در محدوده باریک و مثبت از 4+ تا 9+‰ ولی مقدار δ 34 S برای کانی باریت 22+ تا 24+‰ است. مقادیر مثبت δ 34 S در کانیهای سولفیدی همراه با شواهد کانیشناسی مانند نهشت همزمان و مرحلهای درشت بلورهای خودشکل کانیهای سولفیدی-سولفاتی (گالن و باریت) دلیلی بر نرخ کند کاهیدگی حرارتی-شیمیایی سولفاتی برای تولید گوگرد کاهیده میباشد. با توجه به نهشت مرحلهای و همزمان باریت و گالن، ارتباط موثر کانهزایی با گسلهایی با روند NE-SW و تغییرات جزئی ایزوتوپهای گوگرد در کانسنگ و گانگ پیریتی، به نظر میرسد که سطوح گسلی کانالهایی برای تسهیل جریان حرکت سیال ایجاد کردهاند. توالی همیافتی و منطقهبندی کانسار نشان میدهد که سیالات کانهدار از طریق گسلهای با روند NE-SW به درون سطوح خردشدگی مهاجرت کردهاند. فضای خالی کافی به همراه واکنش سیال کانهدار با سنگ میزبان کربناتی و احیای حرارتی سولفات، موجب تغییر شرایط فیزیکو شیمیایی سیال حامل فلزات و در نهایت منجر به نهشت ماده معدنی سولفیدی دیرزاد (MVT) شده است.