تعامل و دوسویگی رابطه حقوق بشر و دولت: کاربست نظریه ساختیابی آنتونی گیدنر با نگاهی به حقوق بشر اسلامی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، روابط بین الملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی ، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، تهران، ایران
2 دانشیار، روابط بین الملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی ، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، تهران، ایران
3 دانشیار، روابط بین الملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی ، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، تهران، ایران
doi
چکیده
آنتونی گیدنز بر مباحث فرانظری اندیشمندان حوزه روابط بینالملل تأثیر بسزایی داشته است. از مهمترین این حوزهها، هستیشناسی و این پرسش که در رابطه کارگزار- ساختار، تقدم با کدام است، میباشد. وی بر رابطه متقابل این دو تأکید کرده و تقدم یکی بر دیگری را نمیپذیرد. رابطه حقوق بشر و دولت و تأثیر و تأثر این دو بر یکدیگر، پرسش اصلی این مقاله است که در پاسخ، تعامل(یا دوسویگی) این دو در چارچوب نظریه ساختیابی مطرح میشود. در همین راستا و با بهرهگیری از روش توصیفی- تحلیلی و با بهره از منابع کتابخانهای و اسنادی، در پی تبیین نظری رابطه حقوق بشر و حاکمیت دولت با کاربست نظریه ساختیابی گیدنز و در نهایت، با مفهوم «امنیت وجودی یا هستیشناختی» هستیم. فرضیه اصلی عبارت است از «هنجارهای حقوق بشری در فرایند درونیشدن و تبدیلشدن به ساختار برای دولتها، اضطرابهایی را برای این کارگزاران به وجود میآورند که ناشی از تغییر و تحول دایره حاکمیتی دولتها با پذیرش حقوق بشر است اما با تغییر و تحول معنایی حاکمیت و گستره آن، این اضطرابها از بین رفته و رعایت حقوق بشر، تضمین کننده مشروعیت حکومت و حاکمیت خواهد شد». منطق تحلیل در این پژوهش، تحلیل مفهومی–نظری است که در آن دولت بهمثابه کارگزار و نظام حقوق بشر بهمنزله ساختار در نظر گرفته میشود. متغیرهای اصلی عبارتاند از: ساختار (هنجارهای حقوق بشر)، کارگزار (دولتها) و امنیت هستیشناختی (بهعنوان متغیر میانجی). تلاش می شود ضمن تبیین تعامل این عناصر، پیوند میان نظریه گیدنز و مبانی اسلامی حقوق بشر روشن گردد.