تحولات جدید در روابط عربستان و رژیم صهیونیستی؛ دلایل و زمینهها
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم سیاسی و روابط بینالملل دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 نویسنده مسئول: دانشجوی دکترای علوم سیاسی، روابط بینالملل، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
چکیده
دگرگونیهای داخلی، منطقهای و جهانی در سالهای اخیر، شرایط جدیدی را برای دولت عربستان فراهم کرده است که سیاست خارجی این کشور را به سمت صفبندی با کشورهای منطقه بهویژه نزدیکی پنهانی با رژیم صهیونیستی کشیده است. باتوجه به این واقعیت، مقاله حاضر میکوشد با روشی قیاسی ـ فرضیهای و با تکیه بر نظریه موازنه منافع رندال شولر در چارچوب نظری رئالیسم نئوکلاسیک به بررسی دلایل و زمینههای مؤثر بر شکلگیری این رفتار در سیاست خارجی عربستان بپردازد. یافته محوری حاصل از این پژوهش آن است که مبتنیبر نظریه موازنه منافع رندال شولر، ظهور نسل جدید نخبگان دولتی در عربستان (بهعنوان متغیر میانجی) با اولویتبندیها و درک خاص خود در سیاستگذاری، از ویژگیهای چهار متغیر داخلی متأثر است که عبارتند از: انسجام نخبگان، اجماع نخبگان، انسجام اجتماعی و آسیبپذیری حکومت (بهعنوان متغیر مستقل داخلی). در کنار این عوامل، افزایش نفود منطقهای جمهوری اسلامی ایران همراه با تغییرات صورتگرفته در سیاست خارجی امریکا (بهعنوان متغیر مستقل ساختاری)، زمینه عادیسازی روابط و ایجاد صفبندی این کشور با رژیم صهیونیستی (متغیر وابسته)، برای دستیابی به اهداف امنیتی و منافع متقابل را فراهم کرده است.