چالشهای راهبرد حقوقی احیای دریاچه ارومیه
نویسندگان
1 استادیار دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز
doi
10.22034/mr.2020.424چکیده
< p dir="RTL">دریاچه ارومیه از دهههای گذشته درگیر معضلی جدی به نام «خشکسالی» بوده است. در نگاه نخست چنین بهنظر میرسد که مدیریت این دریاچه را باید نمونهای از مدیریت «بد» در حوزه امر عمومی تلقی کرد؛ مدیریتی که از تفکرات روشنگرانه، انتقادی و علمی بهره چندانی نبرده و واجد اوصافی همچون: «تفکرات جزیرهای یا بخشی»، «نگرشهای تاکتیکی در برابر دیدگاه راهبردی» و «سیاستزدگی مسئله» است. در نوشتار حاضر، در پاسخ به این سؤال محوری که موانع و محدودیتهای حقوقی احیای دریاچه ارومیه چیست؟ تلاش شده است با استفاده از روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی، پاسخ حقوقی درخور ارائه شود. اجمال نتیجهگیری تحقیق این است که چالش اصلی از یکسو، در کلیت نهاد زمامداری و در نگرشها و اعمال قوای سهگانه مقننه، مجریه و قضائیه است و ازسویدیگر، بخش خصوصی، توانایی یا آمادگی همکاری با نهاد حکومت درخصوص احیای دریاچه را از خود نشان نمیدهد. درنهایت اینکه اصول تأثیرگذار زیستمحیطی، نزد نهاد زمامداری مورد توجه قرار نگرفته است. این موارد، شاهد بارزی بر شکست ایده احیای دریاچه ارومیه بهشمار میآید و اگر این دریاچه را بتوان به موجود زندهای تشبیه کرد در این صورت باید گفت دریاچه ارومیه به «کما» رفته است. < p dir="RTL">