جایگاه ابعاد هنری و ساختار محتوایی در کتاب‌های درسی آموزش هنر دوره راهنمایی: گامی در شناخت برنامه درسی مغفول

نویسندگان
doi
چکیده

یکی از رسالت‌های آموزش و پرورش همگانی، شکوفا سازی ظرفیت‌های هنری در مخاطبان یادگیری است. تولید هنری، نقد هنری، زیباشناسی و تاریخ هنر جهان و ایران به عنوان مؤلفه‌های پرورش هنری و موسیقی، نمایش و هنرهای تجسمی به عنوان ساختار محتوایی در کتاب‌های درسی آموزش هنر، از جمله‌ی موضوعاتی هستند که می‌توانند در پرورش توانمندی‌های بالقوه‌ی آدمی، مدنظر برنامه‌ریزان قرار گیرند. در این مطالعه که به شیوه‌ی تحلیل محتوا انجام شده است، کلیه‌ی کتاب‌های آموزش هنر دوره راهنمایی تحصیلی که در سال تحصیلی 88-1387 برای آموزش منتشر شده بودند، به عنوان جامعه‌ی پژوهش انتخاب شدند. واحد ثبت به متن (مضمون)، تصویر و تمرین اختصاص داشت. کدگذاری به شیوه‌ی قیاسی و بر اساس مقوله‌های موضوعی و ساختاری آموزش هنر انجام شد. در جهت اعتباربخشی به فرایند کدگذاری، ده درصد از محتوا توسط ارزیاب دوم کدگذاری شد که میزان توافق برابر با 86/0 مشاهده شد. نتایج نشان داد که به ترتیب زیبایی‌شناسی، تولید هنری و تاریخ هنر در ایران و اسلام بیشترین ابعاد تربیت هنری، و طراحی و نقاشی، خوشنویسی و گرافیک، اولویت‌های نخست تا سوم را در ساختار محتوایی کتاب‌های دوره‌ی راهنمایی تحصیلی داشته است. نتیجه نشان دهنده‌ی آن است که ابعاد مهمی مانند موسیقی، هنرهای نمایشی، تاریخ هنر جهان و نقد هنری در آموزش هنر مورد غفلت و کم توجهی واقع شده‌اند.