پایش عوامل کلیدی موفقیت در خطمشیگذاری بانکداری جامع با رویکرد دلفی فازی (مورد مطالعه: بانک رفاه)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد همدان، همدان، ایران.
2 استادیار گروه مدیریت، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد همدان، همدان، ایران.
3 استادیار گروه مدیریت، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد همدان، همدان، ایران.
doi
10.22034/jipas.2021.289435.1188چکیده
پژوهش حاضر باهدف پایش عوامل کلیدی موفقیت در خطمشی گذاری بانکداری جامع با رویکرد دلفی فازی انجام پذیرفت. این پژوهش از نوع پژوهشهای آمیخته با رویکرد اکتشافی است که از حیث روششناسی در قالب پژوهشهای کمی و کیفی و از نظر فلسفه پژوهش در زمره پژوهشهای قیاسی استقرایی میگنجد. جامعه آماری پژوهش مدیران ارشد و میانی بانک رفاه هستند که با توجه به اینکه تعداد اعضای جامعه ماری محدود و مشخص است، با استفاده از اصل کفایت نظری 40 نفر از مدیران به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. از آنجا که پژوهش حاضر از نوع پژوهشهای آمیخته با رویکرد کمی و کیفی است، از هر دو ابزار مصاحبه و پرسشنامه استفاده می شود. برای آزمون روایی و پایایی در بخش کیفی از روشهای روایی نظری و پایایی درون کدگذار و میان کدگذار استفاده شد. همچنین در بخش کمی برای آزمون روایی و پایایی از روش روایی محتوایی و پایایی از روش نرخ ناسازگاری بهره گرفته شد. همچنین برای تحلیل دادههای کیفی از روش کدگذاری و نرمافزار ATLAS.TI که مخصوص تحلیل دادههای کیفی مستخرج از مصاحبه است استفاده شد. در مرحله کمی پژوهش نیز با استفاده از روش Delphi Fuzzy به اولویتبندی عوامل کلیدی موفقیت در خطمشیگذاری بانکداریجامع پرداخته شد، تا کلیدیترین عوامل موفقیت در خطمشی گذاری بانکداری جامع مشخص شود. نتایج پژوهش نشان میدهد که یکپارچه کردن مراکز تصمیمگیری و جلوگیری از چندمرکزی، بهروز کردن سیاستها، تعیین سطح همکاری با کسبوکارها، توجه به ویژگیهای شخصیتی و رفتاری خطمشیگذاران، در نظر داشتن قوانین پولی و بانکی و توجه به مزیتها و توانمندیهای بانک مهمترین عامل در خطمشی گذاری بانکداری جامع است. برای ارائه خدمات همهجانبه و ارج نهادن به شأن و جایگاه مشتری پیشنهاد میشود که بانکها با تدوین خطمشی ها و راهبردهای مناسب در اعتلای پیادهسازی بانکداری جامع اقدام کنند.