علم گرایی به مثابه شالوده الحاد جدید (نقدها و چالش ها)

نویسندگان

1 استادیار جامعه ‌المصطفی العالمیه. قم. ایران.

2 استاد گروه فلسفه دین، دانشگاه تهران، دانشکدگان فارابی قم.ایران.

doi
10.22034/qabasat.2025.721570
چکیده

پس از شکست کلیسا و ورود جهان غرب به دوران جدید، علم­گرایی در سطح بسیار گسترده مطرح شد. علم­گرایی که نخست با تأکید بر تجربه آغاز شد،‌ به مرور به تنها راه قابل اعتماد برای دست‌یابی به معرفت، تغییر ماهیت داد و تلاش شد تا از این روش برای ارزیابی مسائل غیرتجربی هم بهره برده شود. در این نوشتار که به شیوه تحلیلی _ توصیفی نگارش شده است، کوشش شده تا ابتدا با مفهوم علم­گرایی با تکیه بر آثار خود غربی­ها آشنا شویم و سپس نشان داده شود که چگونه ملحدان جدید از این مفهوم به سود خود استفاده می­کنند و بر پایه آن به نشر دیدگاه­های ملحدانه خود می­پردازند. در نهایت تلاش شده است تا علم­گرایی به مثابه شالوده الحاد جدید، از زاویه‌های گوناگون (به ویژه فلسفی) نقد شود. وابستگی تجربه به قیاس، بدیهی‌نبودن مجربات، یقینی‌نبودن مفاد تجربه، وابستگی تجربه به اصل علیت (به مثابه امر غیرتجربی)، معناداربودن گزاره­های متافیزیکی و کلی (به مثابه گزاره­های غیرتجربی)، محدودیت‌داشتن علوم تجربی، مشکل­آفرین‌بودن علوم تجربی در نبودِ علوم عقلی و مانند آن، تنها برخی از نقدها و چالش­هایی است که علم­گرایی، به مثابه شالوده الحاد جدید از نگاه این نوشتار با آنها روبرو است.