نقد و بررسی اخلاق علمبنیادِ سم هریس
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی. قم. ایران.
doi
10.22034/qabasat.2025.721577چکیده
سم هریس بهعنوان یکی از سردمداران خداناباوری جدید، در باب رابطه علم و اخلاق، به ایده اخلاقِ علمبنیاد باور دارد. در این راستا، وی نخست به کمک شهودات عرفی میکوشد باور به نسبیت و غیرواقعیبودنِ اخلاق را رد کند و در گام بعد، براساس رویکرد فیزیکالیستی خود، با تعریفی ویژه از اخلاق و تأکید بر دو عنصر بهزیستی و آگاهی و همچنین گرهزدن بهزیستی به آگاهی، زمینه را برای ورود مغز به عنوان مرکز آگاهی آماده میکند. این کار برای هریس افزون بر فراهمکردن مبنای دیگری برای عینیت ارزشها، توجیهی برای ورود انحصاری علم به حوزه ارزشها ارائه میکند؛ چراکه شناخت مغز، تنها در گستره علم و بهویژه دانش عصبشناسی است. اینگونه است که هریس به ضرورت تأسیس اخلاق علمی میرسد. اما اخلاق علمبنیاد با اشکالهای فراوانی از جمله ناسازگاری شهود و اخلاقِ علمبنیاد، نسبیتگرایی اخلاقی، جبرگرایی، نادرستی رویکرد فیزیکالیستی در باب شناخت انسان روبهرو است. افزون بر از اینها، طرحِ نظام اخلاقی بر پایه علم، آرمانشهری است که نه تنها هریس، بلکه هیچ فرد و مکتب دیگری به آن نخواهد رسید.