خلاقیت‌: جنبه‌های‌ شناختی‌، شخصی‌، تحولی‌، و اجتماعی‌

نویسندگان
doi
10.22055/edus.1998.16063
چکیده

با اینکه‌ روانشناسان‌ بسیاری‌ به‌ پدیده خلاقیت‌ ابراز علاقه‌ کرده‌اند، پژوهش‌ روانشناختی‌ در خصوص‌ آن‌ به‌ سرعت‌ گسترش‌ نیافت‌، تا اینکه‌ ج‌.پی‌. گیلفورد[1] در خطابه خود به‌ هنگام‌ احراز ریاست‌ انجمن‌ روانشناسی‌ آمریکا در سال‌ 1950، اعلام‌ کرد که‌ این‌ موضوع‌ سزاوار توجه‌ خیلی‌ بیشتری‌ از آن‌ چیزی‌ است‌ که‌ دریافت‌ می‌دارد. این‌ مقاله‌ پیشرفتی‌ را که‌ روانشناسان‌، از زمان‌ درخواست‌ گیلفورد برای‌ تلاش‌ در این‌ زمینه‌، در جهت‌ فهم‌ خلاقیت‌ به‌ عمل‌ آورده‌اند بازنگری‌ می‌کند. پیشرفت‌ پژوهشی‌ در چهار جبهه‌ روی‌ داده‌ است‌: فرایندهای‌ شناختی‌ درگیر در عمل‌ خلاق‌، ویژگیهای‌ متمایز آدم‌ خلاق‌، تحول‌ و تظاهر خلاقیت‌ در طول‌ زندگی‌ فرد، و محیطهای‌ اجتماعی‌ شدیداً وابسته‌ به‌ فعالیت‌ خلاق‌. با اینکه‌ پرسشهای‌ مهمی‌ هنوز بی‌پاسخ‌ مانده‌اند، اینک‌ روانشناسان‌ بیش‌ از پیش‌ می‌دانند که‌ چگونه‌ افراد به‌ این‌ کنش‌ بهینه انسانی‌ ویژه‌ و مهم‌ دست‌ می‌یابند.    [1] - j.p.guilford

کلیدواژه‌ها