طراحی مدل پارادایمی سکوت سازمانی با تأکید بر نقش راهبردی توانمندسازی کارکنان در شکست آن (مورد مطالعه: شرکت ملّی نفت ایران)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.

2 استاد، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.

3 استاد، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.

doi
10.22034/jipas.2021.292642.1194
چکیده

سکوت سازمانی یکی از پدیده‌های رایج در سازمان‌های دولتی است. سکوت سازمانی موضوعی است که در پژوهش‌های‌ متعددی به آن‌ توجه شده است. نوآوری این پژوهش در بررسی امکان بهره‌گیری از راهبردهای توانمندسازی کارکنان برای شکست آن است. هدف این پژوهش، طراحی مدل پارادایمی سکوت سازمانی با تأکید بر نقش راهبردی توانمندسازی کارکنان در شکست آن در سازمان‌های دولتی است.‏ پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی- توسعه‌ای و در زمره پژوهش‌های‌ آمیخته است. در مرحله کیفی پژوهش از نظریه داده‌بنیاد استفاده شد و مشارکت‌کنندگان که با آن‌ها مصاحبه به‌عمل آمد شامل 17 نفر از اساتید دانشگاهی و 20 نفر از مدیران شرکت ملّی نفت ایران بودند. براساس یافته‌ها، 6 نوع سکوت شامل سکوت محافظه‌کارانه، معترضانه، نوع‌دوستانه، منفعت‌طلبانه، ناامیدانه و منفعلانه و 6 راهبرد با رویکرد توانمندسازی برای شکست سکوت سازمانی شناسایی شد. در مرحله کمّی به‌منظور اعتبارسنجی مدل از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزار smartPLS استفاده شد. بدین‌منظور، از 185 نفر از مدیران و متخصصان مدیریت منابع انسانی در شرکت ملّی نفت ایران که به‌صورت تصادفی انتخاب شدند با پرسشنامه نظرخواهی شد. یافته‌ها نشان داد که ضریب تعیین برای سکوت سازمانی 458/0، برای راهبردها 523/0 و برای پیامدها 588/0 است. در نهایت،‌ نتایج پژوهش نشان داد که سکوت در سازمان‌های دولتی پدیده‌ای چندوجهی و پیچیده است و برای شکست آن راهبردهای مبتنی بر توانمندسازی کارکنان اثربخشی دارد.