واکاوی رابطه بین فساد عینی و ادراکی با مؤلفه اعتماد اجتماعی تعمیمیافته
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری اقتصاد، دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران
2 استاد اقتصاد دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد، دانشگاه امام صادق (ع)
doi
چکیده
رابطه بین فساد و اعتماد اجتماعی محل پرسش بسیاری از پژوهشگران در سطح جهان بوده است. در پژوهش حاضر بر پایه ادبیات نظری، تأثیر فساد عینی و ادراکی بر مؤلفه اعتماد اجتماعی تعمیمیافته آزمون شده است. دادههای مربوط به تعداد پروندههای «اختلاس، ارتشا و جعل» و «صدور چکهای برگشتی» در استانهای کشور، بهعنوان نماینده متغیر فساد عینی انتخاب شده است. همچنین برای دستیابی به دادههای مستند در مورد ادراک فساد (فساد ذهنی) و اعتماد اجتماعی تعمیمیافته از گویههای مختلف موج اول پیمایش ارزشها و نگرشهای ایرانیان استفاده شده است. رابطه بین این متغیرها با استفاده از روش حداقل مربعات معمولی مورد بررسی قرار گرفته است. نتیجه آزمون نشان میدهد که رابطه منفی بین ادراک فساد و اعتماد اجتماعی تعمیمیافته وجود دارد؛ بهعبارتدیگر در استانهایی که ادراک فساد بالاست، سطح اعتماد اجتماعی تعمیمیافته پایین است. با توجه به آنکه نسبت بین اعتماد اجتماعی (بهعنوان مهمترین مؤلفه سرمایه اجتماعی) و بهبود شاخصهای کلان اقتصادی در پژوهشهای متعددی اثبات شده است و همچنین براساس یافتههای پژوهش حاضر، میتوان گفت که ادراک فساد باعث کاهش سطح اعتماد اجتماعی میشود؛ بنابراین میتوان نتیجه گرفت که مبارزه با فساد، هم در عالم عین و هم در عالم ذهن و بهصورت توأمان باید در دستور سیاستگذاری کشور قرار گیرد. بهعبارتدیگر تقویت سطح اعتماد اجتماعی در جامعه فقط زمانی رخ میدهد که ادراک فساد کاهش یابد.