رابطه عقل و عشق در اخلاق عشقمحور قرآنی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری اخلاق اسلامی جامعه المصطفی العالمیه، قم، ایران.
2 گروه فلسفه علم دانشکده مدیریت علم و فناوری دانشگاه امیرکبیر تهران ایران
3 استاد گروه فلسفه دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام. قم. ایران.
doi
10.22034/qabasat.2025.721661چکیده
یکی از مسائل برجستهای که اندیشه حکما و فلاسفه و عرفا را درگیر کرده است، سازگاری و ناسازگاری بین عقل و عشق بوده که برخی بر سازگاری و برخی بر ناسازگاری این دو تأکید کردهاند. بررسی این موضوع، اهمیت ویژهای در اخلاق عشقمحور قرآنی دارد. در این مقاله با روش توصیفی _ تحلیلی بررسی شده است که بین این دو نه تنها ناسازگاری وجود ندارد، بلکه براساس مکتب فلسفه مشاء، اشراق، حکمت متعالیه، عرفان و دیدگاه علامه طباطبایی و برخی شاگردان ایشان، هماهنگی کامل وجود دارد. هدف از این پژوهش، بررسی سازگاری یا ناسازگاری بین عقل و عشق در مکتب اخلاق عشقمحور قرآنی است. نتیجه تحقیق نشان میدهد که اگرچه برخی از مراتب عشق به خاطر عظمت و شرافت، برای عقل درککردنی نیست اما ستیزی هم در کار نیست و بدون عقل و تعقل، رسیدن به عشق حقیقی و مراتب آن ممکن نیست و عشق حقیقی مولود عقل است؛ چراکه انسان، با عقل میتواند معرفت و شناخت حقیقی نسبت به معشوق حقیقی پیدا کند و به آن گراییده و به سوی آن حرکت کند. از اینرو، نه تنها بین این دو تقابل نیست بلکه سازگاری و تعاضد وجود دارد و تا مراتب عقل و پیوندی که بین این مراتب است مشخص نشود، دستیابی به عشق حقیقی و اخلاق بر پایه آن، امکانپذیر نیست و عشق کاذب و اخلاق بر پایه آن دفع نمیشود.