تحلیل و ارزیابی ابعاد و شاخصهای فقر مسکن روستایی با استفاده از روش کوپراس (مورد مطالعه: استانهای غربی کشور)
نویسندگان
1 استادیار جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی
2 دانشآموخته دکترای جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران
doi
چکیده
مسکن روستایی عینیتی سازمانیافته از فعالیتهای اقتصادی و مناسبات اجتماعی است که هرگونه دخلوتصرف در این ساختار کالبدی، مستلزم مدنظر قرار دادن وجوه مختلف زیستی از جمله معیشت، سکونت و پایداری است. خانههای کنونی واقع در سکونتگاههای روستایی از ابعاد گوناگون، با فقر و محرومیت مواجه بوده و پرداختن به مسئله فقر مسکن روستایی بدون لحاظ کردن رویکرد چندبُعدی میسر نخواهد بود. در این راستا پژوهش حاضر با در نظر گرفتن پنج معیار کمبود مسکن، تراکم خانوار در واحد مسکونی، استحکام سازهای، مالکیت و مساحت زیربنا، هدفی با عنوان ارزیابی وضعیت فقر چندبُعدی مسکن روستایی را دنبال میکند. ازاینرو 6 استان غربی کشور (کردستان، کرمانشاه، ایلام، همدان، لرستان و زنجان) بهعنوان جامعه آماری انتخاب شد و با اتکا به دادههای آماری و منابع رسمی از طریق شاخصهای نسبت سرشمار فقر و نسبت شکاف فقر؛ درجه فقر مسکن روستایی سنجیده شد. تحقیق از نوع کاربردی و ماهیت آن توصیفی - تحلیلی است. بهمنظور تجزیهوتحلیل دادهها علاوهبر دو شاخص یاد شده، از روش رتبهبندی کوپراس و روش وزندهی تخصیص نقطهای استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که بهرغم پدیدار شدن فقر مسکن در مناطق روستایی استانهای غربی کشور، درجه فقر از وسعت و شدت متفاوتی برخوردار است، بهطوریکه به لحاظ فقر موجودی مسکن و فقر زیربنایی (مساحت)، بهترتیب استانهای همدان و کردستان با بیشترین میزان فقر مواجه بودهاند، از جنبههای فقر تراکمی، فقر سازهای و فقر مالکیتی نیز بهترتیب استانهای همدان، کردستان و کرمانشاه بیشترین میزان فقر مسکن روستایی را داشتهاند. همچنین نتایج رتبهبندی کوپراس نشان داده که در مجموع، استانهای کردستان، کرمانشاه، لرستان، همدان، زنجان و ایلام بهترتیب بیشترین تا کمترین درجه فقر مسکن روستایی را داشتهاند.