مقایسه ترس های ناشی از عدم دسترسی به تلفن هوشمند در دانش آموزان دوره ابتدایی شهر شیراز
نویسندگان
1 دانشگاه شیراز
2 دانشگاه شیراز
doi
10.22034/spr.2026.522338.2131چکیده
مقدمه: استفاده از تلفن همراه در حوزه آموزش، به ویژه در مقطع ابتدایی، میتواند به عنوان یک ابزار یادگیری مؤثر عمل کند، با این حال، چالشهایی مانند دسترسی نابرابر به فناوری و نیاز به نظارت بر استفاده صحیح از آنها نیز وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. استفاده از تلفن همراه در بین دانشآموزان ابتدایی با وجود مزایای آموزشی، چالشها و آسیبهای متعددی به همراه دارد. این پژوهش با هدف ارزیابی و مقایسه ترسهای ناشی از عدم دسترسی به تلفن هوشمند در دانشآموزان دوره ابتدایی شهر شیراز انجام شد. روش: این پژوهش با طرح کمی و روش توصیفی – پیمایشی از نوع مقایسه ای انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دوره دوم ابتدایی شهر شیراز در سال تحصیلی 1404-1403 بود. نمونهگیری به روش تصادفی طبقهای 115 دانشآموز پسر و 67 دانشآموز دختر انتخاب شدند. برای سنجش نوموفوبیا از مقیاس یلدریم و کوریا (2015) با چهار بعد ترس از دست دادن پیوندها، اطلاعات، ارتباط با دیگران و از دست دادن آرامش و راحتی استفاده شد. روایی محتوایی و پایایی ابزار با استفاده از ضریب همبستگی و آلفای کرونباخ تأیید شد. دادهها با استفاده از آزمون تی تکنمونهای، تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر و تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند. یافته ها: یافتهها نشان داد که در دانش آموزان پسر، ترس از دست دادن پیوندها و اطلاعات بالاتر از میانگین معیار و ترس از دست دادن ارتباط با دیگران و از دست دادن آرامش و راحتی در حد معیار بود و در دانش آموزان دختر، ترس از دست دادن ارتباط با دیگران، پیوند با دیگران و آرامش و راحتی بالاتر از حد معیار و ترس از دست دادن اطلاعات در حد معیار بود. دانشآموزان دختر بهطور معنی داری در هر 4 بعد ترس از عدم دسترسی به تلفن همراه بالاتر از پسران بودند. ترس از دست دادن ارتباط با دیگران به عنوان ترس غالب در دانش آموزان دختر و پسرشناسایی شد. نتیجه گیری: با توجه به نقش پررنگ تلفنهای هوشمند در زندگی دانشآموزان، مداخلات آموزشی، روانشناختی و خانواده محور میتوانند به کاهش اضطراب ناشی از نوموفوبیا کمک کنند. تمرکز ویژه بر نیازهای جنسیتی و فعالیتهای جایگزین کلید موفقی برای کارایی برنامه هستند.