نقش مستشاری جمهوری اسلامی‌ایران در تأمین امنیت منطقه‌ای

نویسندگان

1 مقاومت‌پژوه و استادیار روابط بین‌الملل دانشگاه جامع امام حسین(ع)

doi
چکیده

مقاومت‌پژوهی و مطالعات نهضتی، مظلوم‌ترین و مهم‌ترین حوزه پژوهشی است که با سه مقوله بقا، امنیت و توسعه ارتباط درهم‌تنیده و تنگاتنگی پیدا می‌کند. مقاومت مرز میان حق و باطل است که با دو معضل بشریت یعنی اسلام‌هراسی در قالب «الحاد» و افراط‌گرایی در پوشش «تکفیر» به یک میزان مبارزه و مقاتله می‌نماید. لذا جمهوری اسلامی‌ایران در چارچوب قانون اساسی و آرمان‌های بلند و متعالی انقلاب اسلامی، حمایت از نهضت‌های آزادیبخش و دولت‌های حامی مقاومت را یکی از اهداف اصولی و بنیادی خود تعریف نموده است. براین‌اساس، ضدیت و تقابل با رژیم غاصب صهیونیستی و دولت‌های وابسته در منطقه یکی از آثار و پیامدهای طبیعی و منطقی سیاست راهبردی مذکور است. این مقاله باتأکیدبر ضرورت تداوم و استمرار حمایت از محور مقاومت و تقابل با نظام سلطه به‌خصوص در محیط امنیتی پیرامون جمهوری اسلامی‌ایران، در چارچوب منطق راهبردی حضور منطقه‌ای و آثار این حضور، استدلال می‌کند که سپاه پاسداران به‌عنوان حافظ دستاوردهای انقلاب اسلامی، نقشی تعیین‌کننده در تأمین امنیت ملی جمهوری اسلامی‌ایران ایفا می‌کند و این موضوع به‌دلیل حضور نیروهای ایمانی و جهادی نیروی قدس سپاه و مدافعان حرم، جایگاه و رتبه منطقه‌ای ایران را از یک قدرت منطقه‌ای به جایگاه بازیگر مسلم و مسلط منطقه‌ای مبدل ساخته است. فرضیه اصلی مقاله این است که سیاست خارجی امنیت‌محور، محصول طبیعی مداخله بیگانگان و بین‌المللی‌شدن امنیت در جنوب غرب آسیاست و در چنین فضایی، نیروهای امنیتی و دفاعی کشور، پیشران و تولید‌کننده اصلی امنیت ملی جهت حفظ تمامیت ارضی و زمینه‌ساز توسعه و رفاه ملی می‌باشند؛ چراکه توسعه با هر روایت و قرائتی از مسیر امنیت می‌گذرد طبعاً دستگاه دیپلماسی کشور نیز بدون پشتوانه حضور مستشاری سپاه، توان مذاکراتی و دیپلماتیک قابل‌توجهی در تعامل با طرفین غربی و شرقی نخواهند داشت. به‌عبارت‌دقیق‌تر، جنگ و توسل به زور را نه لزوماً با دیپلماسی و مذاکره که با «حضور مردم» و نقش منطقه‌ای سپاه و البته تقویت توان بازدارندگی دفاعی می‌توان از کشور دور ساخت و این مهم جز با کاربست سیاست «دفاع رو به جلو» و تقویت «محور مقاومت» با هدف توسعه «عمق راهبردی (استراتژیک)» انقلاب اسلامی‌ غیرممکن به‌نظر می‌رسد. چارچوب نظری این تحقیق، «الهیات رهایی‌بخش»، «نظریه پسااستعماری»، «امنیت هستی‌شناختی»، «موازنه تهدید» و «نظریه مقاومت» خواهد بود و روش تحقیق، توصیفی ـ تحلیلی مبتنی‌بر بررسی اسنادی، کتابخانه‌ای، اینترنتی و برداشت تحلیلی نویسنده از متن تحولات منطقه بحران‌خیز جنوب غرب آسیاست.