مواجهه ایران و امریکا؛ راهبردها و تاکتیکها (راهکنش ها)
نویسندگان
1 استادیار علوم سیاسی دانشگاه شهید چمران اهواز
2 نویسنده مسئول: استادیار روابط بینالملل دانشگاه شهید چمران اهواز
doi
چکیده
جمهوری اسلامی ایران با فرهنگ انقلابی خود از سال 1357 در قامت یک قدرت سالم تجدیدنظرطلب، حضور مستکبرانة امریکا را از سپهر سیاست خود حذف نمود و در مسائل منطقهای و بینالمللی بهچالش کشاند. در واکنش به این رویکرد انقلابی، سیاست تضعیف و براندازی نظام سیاسی ایران در دستور کار دولتهای مختلف امریکا قرار گرفت. بهدنبال توافق اتمی بین ایران و قدرتهای جهانی این ظن پدید آمد که روابط دو کشور رو به بهبودی گذاشته و زمینه همکاری در دیگر عرصهها فراهم خواهد شد، اما با خروج دولت ترامپ از برجام دوباره شاهد بالاگرفتن تنشها میان دو کشور بوده و واشنگتن میکوشد مقامات تهران را به تسلیم وادارد. درهمینراستا پرسش مقاله حاضر این است که «راهبردها و راهکنشهای امریکا در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران از چه مؤلفهها و شاخصهایی برخوردار است» و راهکارهای مقابله با آنها کدام است؟ فرضیه مقاله، اینگونه تدوین یافته است که «امریکا در چارچوب یک جنگ سیاسی، پروژه بیثباتسازی و فروپاشی ایران را در دو سطح داخلی و خارجی دنبال میکند؛ در سطح داخلی حقانیتزدایی و ایجاد خدشه در مشروعیت نظام سیاسی ایران ازطریق ایجاد نارضایتی عمومی، محور اصلی تلاشهای دولت امریکا است و در سطح خارجی، امریکا درپی حذف اعتبار ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک ایران در منطقه است. راهکار اساسی برای مقابله با این چالش، تقویت مؤلفههای درونی قدرت ازجمله کارآمدی یا همان مشروعیت ثانویه نظام است.» چارچوب نظری پژوهش، تلفیقی از «نظریه جنگ سیاسی»، «نظریه قدرت نرم» و «نظریه حوزه عمومی هابرماس» است. روش پژوهش، توصیفی ـ تحلیلی و ابزار گردآوری دادهها کتابخانهای و اسنادی است. براساس یافتههای تحقیق، امریکا درراستای فشار حداکثری با هدف براندازی، بهدنبال تهیسازی قدرت نظام سیاسی ایران از درون و دفع نفوذ منطقهای تهران است. ازاینرو، میتوان اینگونه برداشت کرد که تهدیداتِ متوجه ثبات سیاسی ایران جدی بوده و برای خنثیسازی آنها باید ملاکهای کارآمدی و مشروعیت نظام تقویت شود. درضمن، نگارندگان از روش سناریونویسی بهمنظور آزمون تأثیر متغیر مستقل (راهکنشهای براندازی) بر متغیر وابسته (آینده نظام سیاسی) بهره بردهاند.