مقایسه اثر هشت هفته تمرینات تناوبی با شدت متوسط با و بدون مصرف مکمل اسپیرولینا بر سطوح پروتئین مونوسیت جاذب شیمیایی پروتئین-1، اینترلوکین10 و نیمرخ لیپیدی زنان چاق
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد، گروه فیزیولوژی ورزشی، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
2 دانشگاه حکیم سبزواری- دانشکده علوم ورزشی- سبزوار- ایران
3 استاد تمام، گروه فیزیولوژی ورزش، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
4 کارشناسی ارشد، گروه فیزیولوژی ورزشی، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
doi
10.22070/daneshmed.2026.21252.1662چکیده
مقدمه و هدف: چاقی و دیسلیپیدمی، که اغلب با التهاب مزمن همراه است، به عنوان یک چالش اصلی سلامت عمومی، بررسی مداخلات ترکیبی مؤثر ورزشی-تغذیهای را برای بهبود پارامترهای متابولیک و التهابی ضروری ساخته است. هدف از این مطالعه، مقایسه اثر هشت هفته تمرینات تناوبی با شدت متوسط با و بدون مصرف مکمل اسپیرولینا بر سطوح پروتئین مونوسیت جاذب شیمیایی پروتئین-1، اینترلوکین10 و نیمرخ لیپیدی زنان چاق بود.مواد و روشها: در این مطالعه نیمه تجربی، 20 زن چاق به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند: تمرین تناوبی با شدت متوسط همراه مکمل اسپرولینا، تمرین تناوبی با شدت متوسط همراه دارونما. مداخله به مدت هشت هفته و شامل سه جلسه تمرین در هفته بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها، از تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر برای مقایسه تغییرات بین و درون گروهی استفاده شد. نتایج: تغییرات تعامل زمان در گروه برای متغیرهای MCP-1، اینترلوکین10، سطوح کلسترول تام، لیپوپروتئین پر چگال، لیپوپروتئین کم چگال، تری گلیسرید معنیدار نیست. تغییرات درون گروهی نشان داد MCP-1 در گروه تمرین به همراه مکمل کاهش معنی دار یافت (036/0 = P)، در صورتیکه سطوح اینترلوکین 10 در پایان دوره مداخله تمرین به همراه مکمل افزایش معنی دار یافت و فقط در گروه تمرین به همراه مکمل اسپرولینا در متغیرهای کلسترول تام، لیپوپروتئین کم چگال، تری گلیسرید کاهش معنی داری داشت.نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که هشت هفته مصرف مکمل اسپرولینا، هنگامی که با تمرینات تناوبی با شدت متوسط ترکیب شود، در تعدیل پاسخ التهابی ناشی از ورزش و بهبود نیمرخ لیپیدی بسیار مؤثر است.