مقایسه انسانمحوری خودبنیاد و خدابنیاد و الزامات آنها با تأکید بر دیدگاه آیتالله خامنهای
نویسندگان
1 دانشپژوه سطح چهار حوزۀ علمیه قم، دانشآموختۀ کارشناسی ارشد فلسفه دانشگاه شهید بهشتی تهران، ایران.
2 استاد گروه سیاست، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، قم، ایران.
doi
10.22034/qabasat.2024.715851چکیده
اومانیسم یا به تعبیری انسانمحوری خودبنیاد که هسته مرکزی مدرنیته غربی است و با سیطره فرهنگیاش در حال نفوذ در جوامع و سنتهای دیگر میباشد، درواقع نظامی منسجم از مؤلفههای گوناگون فلسفی است. ضروری است موضع مشخص اسلام در مورد انگارههای آن و همچنین نگاه متفاوت این دین به جایگاه انسان مورد بررسی قرار گیرد. این مقاله که با روش توصیفی-تحلیلی به نگارش درآمده، در صدد آن است با تأکید بر دیدگاههای آیتالله خامنهای به این مهم بپردازد. اومانیسم مدرن در اصلیترین دیدگاههایش در حوزههای معرفتشناسی-روششناسی، هستیشناسی، انسانشناسی و ارزششناسی فاصلهای عمیق با معارف و نظرگاههای اسلامی دارد و این نوع انسانمحوری از نظرگاه اسلامی مردود میباشد. با این حال به نظر میرسد در معارف اسلامی با مدل خاصی از انسانمحوری روبهرو هستیم که البته در تمامی مبانی مهم فلسفیاش با اومانیسم مدرن متفاوت بوده، میتوان درمقابل آن را انسانمحوری خدابنیاد نام نهاد. هر کدام از این دو نگاه متفاوت به انسان در عرصههای سیاسی و حکومتی الزامات خاصی را به دنبال دارند و باید گفت گفتمان سیاسی خاص آیتالله خامنهای یعنی مردمسالاری دینی نیز در چارچوب انسانمحوری خدابنیاد است که تبیینپذیر میگردد؛ همچنین این دو مدل از انسانمحوری در ساحت علوم انسانی نیز ثمرات بنیادین متفاوتی دارند که سلباً و ایجاباً در وضعیت فعلی این دانشها تأثیرگذار است.