طراحی الگوی مفهومی چابکی راهبردی شرکتهای دانشبنیان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت تولید و عملیات، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد
2 استاد دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
3 دانشیار، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد
4 استادیار، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد
doi
چکیده
با توجه به نقش شرکتهای دانشبنیان در اقتصاد کشورهای در حال توسعه، هدف تحقیق حاضر طراحی الگوی چابکی راهبردی شرکتهای دانشبنیان است تا بتواند شرکتها را برای رویارویی با محیط بهسرعت در حال تغییر؛ تجهیز و به عملکرد موفقیتآمیز آنها کمک کند. طراحی الگو با استفاده از رویکرد کیفی و روش نظریهپردازی داده بنیاد انجام و برای انتخاب نمونههای پژوهش، از نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی استفاده شد. پس از انجام مصاحبه با چهارده نفر از خبرگان و با استفاده از روش نظریهپردازی داده بنیاد، مدل پارادایمی الگوی چابکی راهبردی طراحی شد. در شرایط علّی مفاهیم؛ افزایش رقابت، افزایش پیچیدگی و پویایی محیط، شناسایی بازار و بقای سازمانی شناسایی شدند. در شرایط مداخلهگر مفاهیم نیز شایستگیهای فردی کارکنان، قدرت سازگاری با شرایط متغیر محیطی، وجود محدودیت منابع مالی و انسانی، اثرگذاری مدیریت شرکت، نقش ماهیت ذاتی شرکت و در شرایط زمینهای مفاهیم در قالب دو مقوله عوامل محدود کننده مانند مساعد نبودن فضای کسبوکار و عوامل تشویقکننده مانند سیاستهای حمایتی دولت قرار دارند. پدیده محوری فرایند چابکی راهبردی است که در آن سازمان با درک هوشیارانه و توجه به پیشرفتهای راهبردی به شناسایی تغییرات محیط و درک آنها پرداخته و با اهرمی کردن نقاط قوت و روشهای خلاقانه حل مسئله در پی فایق آمدن بر محدودیتهای ذاتی برمیآید. همچنین با متقاعد کردن و انگیزش منابع انسانی امکان کاهش زمان تصمیمگیری در موضوعات راهبردی را فراهم میآورد و با هدایت مجدد منابع سازمانی منجر به عملیاتی کردن تغییرات برنامه راهبردی میشود. سازوکارهایهای چابکی راهبردی شامل دو مقوله اقدامات درونسازمانی و برونسازمانی بوده که در سطح کلان نتایجی مانند خلق ارزش اقتصادی و گسترش رفاه در سطح جامعه و در سطح سازمانی نتایجی مانند افزایش قدرت رقابت شرکتها و بقای بلندمدت را موجب میشود.