بررسی تطبیقی مسئله قرینهای شر از دیدگاه تولی و پلنتینگا
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه دین، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران
2 دانشیار گروه فلسفه، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران
doi
11001چکیده
در مسئله قرینهای شر، از تکثر و شدت شرور به عنوان شاهدی علیه وجود خدا استفاده میشود. بر این اساس شرور مهیبی در جهان وجود دارند که یک موجود عالم و قادر مطلق و خیر محض میتواند از آنها جلوگیری کند، بدون اینکه خیر بزرگتری را از دست بدهد یا شر بزرگتر یا مساوی را مجاز بداند، ولی چنین نکرده است؛ پس هرچه شدت و تنوع این شرور بیشتر باشد، احتمال وجود خدای خیرخواه محضی که عالم و قادر مطلق است نیز کمتر خواهد شد. مایکل تولی از طرفداران مسئله قرینهای یا بینهای شر است. او با تکیه بر مقدماتی مانند تکثر شرور، بررسی احتمالاتی نظریه وجود خدا در مقایسه با نظریههای بدیل و استناد به زلزله لیسبون به عنوان استدلال اصلی به نامحتملبودن وجود خدا معتقد است. در مقابل، آلوین پلنتینگا در پاسخ به تولی با تکیه بر مقدماتی مانند اینکه خداباوری محتملترین گزینه است، چراکه نظریههای بدیل آن، مشکلات جدی دارند، با نقد بر دو مقدمه از مقدمات استدلال اصلی تولی در صدد اثبات محتملبودن وجود خداست. در این نوشتار تلاش شده است با تکیه بر روش کتابخانهای به تبیین استدلال تولی و پلنتینگا پرداخته و سپس نقدهای دیگر وارده بر نظریه احتمالاتی تولی ارائه شود.