کمال عقل عملی به مثابه مقوِّم سعادت نهایی انسان از دیدگاه حکمت متعالیه

نویسندگان

1 استادیار گروه فرهنگ‌پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.

doi
020110
چکیده

آیا غایت عقل عملی، مقوِّم سعادت نهایی است یا زمینه­ساز آن؟ فیلسوفان اسلامی از دیرباز در مورد این پرسش، کمال و سعادت نهایی و برتر انسان را متشکل از کمال عقل نظری (نوعی شناخت) دانسته­اند و غایت عقل عملی را زمینه­ساز حصول چنان سعادتی شمرده­اند. ملاصدرا طبق این دیدگاه مشهور، کمال عقل عملی را در ابتدا، نوعی زمینه­سازِ سلبی -یعنی رافع موانع- در راستای حصول کمال عقل نظری یا همان سعادت برتر و نهایی قلمداد می­کند که چنین نتیجه می­دهد که وی عقل عملی را در مراتب صعودی انسان به­ویژه پس از مرگ همراه انسان نمی­داند. اما با توجه به مبانی وی در باب نفس، نمی­توان مبنای مشهور یادشده را خالی از تضاد با مبانی اخیر وی در باب نفس دانست؛ از این رو ملاصدرا مبنای مشهور یادشده را به نظریه­ای دیگر تحویل می­بَرَد و به‌نوعی از آن عدول می­کند. وی در این دیدگاه جدید، رفع تعلق نفس به جسمانیات را نه به معنای سلبیِ محض بلکه به معنایی که باطن آن ثبوتی است، اخذ نموده، مراتب تجردی و عقلی عروج نفس را مقامِ جمعی استعلاییِ همه قوایی تلقی می­کند که به نظر می­رسد با استکمال نفس، از آنها رفع تعلق شده است. وی در دیدگاهی کامل‌تر، غایت نهایی نفس را مقام جمع و بالاتر از آن، فنا می­شمرد که در آن مرتبه، همه قوای نفس کاملاً متحد و همگی فانی در ذات حق‌اند و حتی دوگانگی‌ای که در نظر دوم میان عقل عملی و نظری وجود داشت، در این مرتبه از بین می­رود و نفس همان گونه و از همان حیث که عالم است، قادر و فاعل است یا هر دو جهت به وزان فنای ذات نفس در ذات حق، فانی‌اند.