صورت‌بندی فلسفۀ نظام اجتماعی در اسلام

نویسندگان

1 استادیار گروه فرهنگ‌پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.

doi
040110
چکیده

بحث از فلسفۀ نظام اجتماعی، فراتر از سطح توصیف‌ دغدغه‌مند تحلیل‌های مفهومی و کاوش‌های نظری است تا با صورت‌بندی کلی مباحث، شالوده‌های حقیقی تأملات در بارۀ جامعه و اجتماع را پی‌ریزی کند و به نوعی فهم اجتماعی برسد. این مباحث عمدتاً موضوعات را به بنیادهای اصلی آن پیوند داده و مفاهیم را در شبکه‌ای منسجم تبیین کرده است و ظرفیت آن را دارد که با نگاهی کلی‌نگر و عقلانی در صدد پاسخ‌گویی به چیستی نظام اجتماعی اسلام، اهداف، مبانی، روش و جایگاه آن برآید. این مبحث، از یک سو، یک مقولۀ مهم فلسفی دربارۀ اجتماع به مثابۀ نظامِ معرفتی را مورد لحاظ قرار می‌دهد و از دیگرسو، سامانه‌ای قلمداد می‌شود که معمولاً توسط حاکمیت، از طریق نهادها اجرا و اعمال می‌شود. درواقع باید و نبایدها از یک نظام معرفتی اخذ شده و چارچوب‌ها در نظام اجرایی دنبال می‌شود. در این مقاله که از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده، سعی بر این است یافته‌های بحث حدالامکان با توجه به ادبیات درون‌دینی در زمینه‌های گستره، اهداف، مبانی، منابع و روش‌شناسی کشف نظام رفتارهای اجتماعی صورت‌بندی شود.