منطق سید قطب در وحدتپژوهی سورههای قرآن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه قرآن و حدیث
2 دانشیار گروه قرآن پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
doi
050109چکیده
از جمله مهمترین مسائل دانش فلسفه دین در معنای عام آن، فعالیت عقلانی در جهت معقولیت و توجیه مؤلفهها و آموزههای اصلی دین و سازواری آنها با یکدیگر است. قرآن کریم به عنوان مهمترین منبع دینی ما مسلمانان، تلاشی ستودنی در ایجاد بینشی عقلانی در مسلمانان داشت. از نظر دین اسلام پیوندی ناگسستنی میان عقل و دین وجود دارد. این عقلمندی در مضمون و محتوا و در روش ارائه مباحث در قرآن وجود دارد. روش قرآن در عرضه مباحث بسیار منطقی و قابل توجه است. از دیرباز دانشمندان تحت عنوان تناسب آیات درباره نظم و منطق بیان مطالب در سور بحث میکردند. متأخرین آنها بحث از انسجام سورهها را با عنوان غرضشناسی بیان داشتهاند. از جمله سید قطب بر موضوع سرآمد و اصلی به عنوان عامل وحدت و انسجام سورهها تأکید کرده، پیش از ورود به تفسیر سورهها، ساختار کلی را تبیین و موضوع محوری سوره را بیان میدارد. با این حال ایشان مشخص نمیکند از چه روش و قرائنی برای شناسایی غرض سوره استفاده میکند؛ به همین دلیل امکان تحلیل و ارزیابی نظرات وی در عامل انسجام سورهها وجود ندارد. از آنجا که نظرات سید قطب مرجع بسیاری از پژوهشگران بعدی بوده، بسیار ضروری است قرائن مورد استفاده وی شناسایی و سپس تحلیل و ارزیابی شود. به این منظور در پژوهش حاضر با متنکاوی نوشتههای سید قطب در مقدمه ورود به تفسیر هر یک از صدوچهارده سوره قرآن در تفسیر فی ظلال القرآن، به شناسایی، توصیف و ارزیابی قرائن مورد استفاده سید در کشف عامل انسجامبخش سورهها پرداخته شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد سید قطب از قواعد متعددی بهره میگیرد که در سه دسته کلی قرائن ساختاری، درونقرآنی و برونقرآنی جای میگیرند و بیشتر آنها مورد تأیید و برخی محل مناقشه است. همچنین مشخص شد اگر سید به جای موضوع رئیسی، بر غرض محوری سوره تمرکز میکرد و تمامی قرائن مورد تأیید را در همه سورهها به موقع اجرا قرار میداد و قرائن مورد مناقشه را کنار میگذاشت، نظرات وی در بیان عامل انسجامبخش سوره، از اتقان بالاتری برخوردار شده و کمتر مورد چالش قرار میگرفت.