دو روش در پرداختن به فلسفه دین؛ پرسش و تعبیر، پرسشگری و تعلیق

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران

doi
030108
چکیده

         در دهه ‏های اخیر قبل از افول ستاره فلسفه دین تحلیلی در قرن بیست‌ویک میلادی ادبیات فلسفه دین با این چالش مهم مواجه شد که فلسفه‏ ورزی در باب دین منحصر به سنت فلسفی تحلیلی نیست و در نظام ‏های فلسفی دیگر هم وجود دارد. در این صورت تفاوت آن با دیگر نظام ها چیست؟ پاسخی که مقاله به آن رسیده است، این است که در فلسفه تحلیلی اصل با پرسشگری در باب مسیحیت است و این پرسشگری در اغلب موارد منجر به تعلیق جواب یا خدشه در معرفت ‎مندی باورهای دین می‎شود. در مقاله این موضوع  بحث می‎شود که پرسشگری تمام فعالیت فلسفی نیست و صدق معنای فلسفه ورزی در باب دین آنجاست که ما به یک تعبیر فلسفی از یک عقیده دینی دست یابیم. از سوی دیگر در نظام هایی مثل حکمت اسلامی، در پی پرسش، تعبیری از آموزه و عقاید اسلام عرضه می‎شود که در آن سازگاری درونی، عقل ‏محوری و حقانیت دینی مفروض است و دنبال می‎شود. نوع دین و نظام فلسفی در اینجا بسیار تعیین کننده است. البته این دو نوع رویکرد، تفاوت نظام ‏مند داشته، تضاد بنیادی با یکدیگر ندارند؛ اما در مسئله تمامیت با یکدیگر متفاوت ‏اند.