مقایسۀ تطبیقی غم غربت در شعر محمدرضا شبیبی و میرزاده‌ی عشقی

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jor.2021.313576.2075
چکیده

غم غربت یا نوستالژی یکی از واژه‌های پرکاربرد ادبیات است که در فارسی معادل، دلتنگی و بازگشت به گذشته است. احساس تنهایی، ناتوانی، نارضایتی از وضعیت جامعه، از مهمترین مؤلفه‌های آن هستند. به دلیل شرایط مشابه سیاسی – اجتماعی قرن بیستم در کشور ایران و عراق، بن‌مایه‌های مشترکی میان مضامین ادبی آنها وجود دارد. محمدرضا شبیبی و میرزادة عشقی؛ دو شاعر برجستة ایران و عراق، از بن‌مایه‌های همسوی فراوانی در زمینة ادبیات نوستالژیک برخوردارند. در مقالة حاضر، با تکیه بر روش توصیفی – تحلیلی و مکتب تطبیقی آمریکا، ابتدا به استخراج بن‌مایه‌های ادبیات نوستالژی پرداخته شد، سپس با مقایسة آنها برخی نتایج حاصل شد: هر دو شاعر وقتی تحقق ارزش‌های جامعه را به دلیل نبود همراهان رفیق، ناممکن می‌بینند، دچار ناکامی و مرگ‌اندیشی شده و غم غربت به آنها دست می‌دهد. از دیدگاه آنها بازگشت به گذشتة تاریخی و جامعة آرمانی، رمز بازیابی هویت کشور است. عشقی برخلاف شبیبی به فردایی امیدوار است که صلح و دوستی همه جا را فرا می‌گیرد و بساط ظلم و نفاق برچیده شود.