نشانهشناسی نفوذ در سیاست خارجی ایران (با تأکید بر دهة 1390)
نویسندگان
1 دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری دانشگاه عالی دفاع ملی
doi
چکیده
مفهوم نفوذ در ادبیات سیاسی و راهبردی ایران مربوط به شرایطی است که نشانههایی از استحالة خزنده در الگوی رفتاری کارگزاران اجرایی و مقامات سیاسی شکل گرفته است. دهة نود «پروژة نفوذ» محور اصلی کنش قدرتهای بزرگ برای اثرگذاری بر روندهای سیاسی و سیاست خارجی ایران بوده است. در فرایند اثربخشی مفهوم نفوذ در سیاست خارجی، ایستارهای بوروکراتیک و مبتنی بر سازش جایگزین ایستارهای انقلابی میشود. طبیعی است که فرایندهایی همانند کارگزاران بوروکراتیک و سیاستهای عملگرایانه نیز جایگزین سیاست و کارگزاران انقلابی میشود. بهطور کلی نفوذ در عصر «شبکههای اجتماعی» و «فضای مجازی»، براساس نشانههای هنجاری شکل گرفته است و هرگونه هنجارسازی میتواند آثار و پیامدهای خاص خود را در سیاست خارجی امنیتی ایجاد کند. نشانههای نفوذ شکلگیری فرایندی است که نیروهای گریزازمرکز در دو جهت ایفای نقش میکنند: گروه اول را باید سوژههایی دانست که تحت تأثیر محیط بیرونی در جهت ایجاد تضادهای هنجاری در ساختار سیاسی ایران قرار میگیرند؛ گروه دوم مربوط به نیروهایی است که در فضای تضاد ساختاری بر ضرورتهای کنش بوروکراتیک به مفهوم سازش سیاسی و بینالمللی تأکید دارند. در این مقاله، هر نیرو یا کارگزاری که زمینهساز ترمیدور باشد، بهعنوان نماد و نشانة نفوذ تلقی میشود. پرسش مقاله به این امر اشاره دارد که «نشانهها، کارگزاران و فرایندهای نفوذ در جهت تغییر نقش ملی سیاست خارجی ایران شامل چه نشانههایی است؟» فرضیة مقاله به این موضوع اشاره دارد که «تضادهای ایستاری کارگزاران کنش بوروکراتیک و انقلابی هدفمحوری زمینهساز ترمیدور و بهعنوان نماد نفوذ در سیاست خارجی ایران شمرده میشود.» تبیین مقاله براساس روششناسی «استیون لوکس» در قالب «بعد سوم قدرت» به مفهوم اغوا و فریب انجام میگیرد.