تحلیل نظاممند پژوهشهای حوزه خطمشیگذاری سلامت در کشورهای در حال توسعه: رهنمودهایی برای پژوهشگران
نویسندگان
1 استاد گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی، مؤسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامهریزی، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه مدیریت دولتی، مؤسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامهریزی، تهران، ایران.
4 دانشیار مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22034/jipas.2019.91495چکیده
علیرغم توسعه مبانی نظری تحلیل از سیاستگذاری عمومی در حوزه سلامت کشورهای توسعهیافته و استفاده فراگیر از آن، کاربست این مبانی در کشورهای در حال توسعه در مرحله ابتدایی به سر میبرد. در این مقاله بر مبنای مرور روایتی مقالات منتشرشده در حوزه تحلیل از سیاستگذاری سلامت در این کشورها بین سالهای 1994 تا 2017، گستره موضوعی، رویکرد روششناسانه و رویکرد تحلیلی مورد استفاده پژوهشگران بررسی و تحلیل شدهاند. هدف از تدوین این مقاله آن است که از طریق نشان دادن نقاط ضعف روششناختی و رویکرد تحلیلی مقالات و تشویق پژوهشگران حوزه سیاستگذاری سلامت کشور به انجام پژوهشهای بیشتر در این زمینه، به توسعه این حوزه نظری کمک کند. برای این کار مقالات بر اساس ۵ اولویتِ جستجو شناسایی و موارد منطبق با معیارهای ورود، شامل مجموعاً ۱۵ پژوهش انتخاب، مطالعه و تحلیل شدند. مقالات به لحاظ تعداد کم و به لحاظ گستره موضوعی متنوع بودند. اکثر مطالعات فارغ از بررسی چرایی تغییر سیاستها به توصیف روایتوار رویدادها، ایجاد نظم مفهومی میان عوامل تأثیرگذار و یا آزمون مجموعهای از فرضیات بسنده کرده بودند. به لحاظ روششناسی نیز عمده پژوهشها در قالب مطالعه موردی و بر روی یک سیاست خاص انجام شده و طرح پژوهش دارای نواقص زیادی بود. به لحاظ رویکرد تحلیلی نیز اکثر مطالعات از نوع توصیفی- تحلیلی بوده و به جای تبیین فرایند عمدتاً بر توصیف رویدادهای تاریخی و آزمون فرضیات تمرکز کرده بودند. این در حالی است که درک عمیق موقعیتها و چگونگی شکلگیری سیاستها و پیامدهای حاصل از آن به واسطه تبیین پدیده تغییر سیاست میتواند به تقویت تدوین و اجرای سیاستها کمک کند. بررسی این مطالعات نشان داد که تلاشهای صورتگرفته تاکنون به لحاظ روششناسی و رویکرد تحلیلی برای تبیین تغییرات سیاست در حوزه سلامت این کشورها بسیار محدود بوده است؛ به گونهای که درک پدیده سیاستگذاری در این کشورها به طرحریزی پژوهشهای عمیق کیفی برای توسعه نظریههای موجود یا ارائه نظریههای جدید یا قدرت تبیینکنندگی بالا نیاز دارد. نتایج بهدستآمده از این پژوهش پژوهشگران را به مطالعه سیاستگذاری به عنوان یک پدیده بسیط با بهرهگیری حداکثری از رویکردهای پژوهش استقرایی برای حرکت به سمت توسعه مدلهای نظری جدیدتر با قدرت تبیینکنندگی بالاتر یا تلاش برای بومیسازی نظریههای موجود برای تبیین دقیقتر تغییرات سیاست سلامت در کشور رهنمون میسازد.