دعا، استجابت، عدم استجابت؛ سازگار با کمال اخلاقی خداوند؟
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری فلسفه دانشگاه علامه طباطبائی
doi
080108چکیده
خداباوران در مسئله دعا با چالشهایی از جمله چالشهای اخلاقی مواجهاند. ناسازگاری میان کمال اخلاقی خداوند و مسئله دعا این گونه قابل بیان است: خداوند خیر محض، قادر مطلق و دارای کمال اخلاقی است و باید هر خیری را که سبب بهبود زندگی انسان شود، عطا کند و اگر چنین نکند، خلاف کمال اخلاقی عمل کرده است. پس کمال اخلاقی خداوند دلالت دارد که دعا کارآمد نیست و اگر در مواقعی خداوند از عطای خیری دریغ کند، این امر ناسازگار با کمال اخلاقی خداوند است. روشن است بهوضوح این امر با دیدگاه اکثر خداباوران و با ادعای متون اصلی سنتهای دینی که بر کارآمدی دعا تأکید میکنند، در تعارض است. در مقالۀ کنونی به دنبال پاسخ به این پرسشها هستیم که آیا کمال اخلاقی خداوند به عنوان یکی از صفات الهی با امکان کارآمدی دعا سازگار است؟ آیا کمال اخلاقی خداوند این اجازه را میدهد که تأمین برخی نیازهای انسانی منوط به دعا شود؟ آیا خداوندی که دارای کمال اخلاقی است، میتواند برخی دعاها را مستجاب نکند؟ اگر به سبب دعانکردن یا به سبب عدم استجابت دعا رنج و شرّی متوجه انسانی شود، آیا بروز چنین موقعیتی با کمال اخلاقی همخوان است؟ خواهیم دید هیچ یک از موقعیتهای مطرح در پرسشهای گذشته سبب خدشه بر کمال اخلاقی خداوند نخواهند بود. بر این اساس مقالۀ حاضر به روش توصیفی-تحلیلی به بررسی ناسازگاری میان کمال اخلاقی خداوند و مسئلۀ دعا میپردازد. به این منظور نخست به انتقادهای بیسینگر که متوجه مسئله کمال اخلاقی خداوند در دعاست، پرداخته میشود؛ آنگاه تلاش میشود ناسازگاری میان کمال اخلاقی خداوند و مسئلۀ دعا نسبت به آنچه بیسینگر گفت، گسترش یابد و به آنها پاسخ داده شود. با همین هدف چهار اشکال دیگر در نسبت کمال اخلاقی خداوند و مسئلۀ دعا ارائه و طرح شده است.