نفوذ در فقه روابط بین‌الملل شیعی: مطالعة تطبیقی نگاه فقهای سه دورة پیشامشروطه، مشروطه و انقلاب اسلامی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه جامع امام حسین(ع)

2 استادیار دفتر مطالعات وزارت امور خارجه

3 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه مازندران

doi
چکیده

در این مقاله ضمن بررسی مفهوم نفوذ در علم روابط بین‌الملل معاصر و ارتباط آن با مفاهیم قدرت و سلطه، به کنکاش دربارة مفهوم نفود در نگاه فقهای شیعه در قالب سه دورة پیش از مشروطه، مشروطه و انقلاب اسلامی پرداخته می‌شود. در این پژوهش، از روش تحقیق اجتهادی که نزدیکی با روش هرمنوتیک شلایرماخر دارد، برای بررسی متون فقهی استفاده شد. با بررسی آثار شیخ طوسی و محقق حلی، دو فقیه برجستة دورة پیش از مشروطه، مشخص شد که در این دوره، واژة نفوذ در ضمن قاعدة نفی سبیل مورد نظر فقها بوده و به‌جز پرداختن به نفوذ حاکم جامعه در قالب فقه سیاسی، بحث دیگری دربارة نفوذ در نظام بین‌الملل وجود نداشته است. اما در دورة مشروطه با بررسی آثار فقهی آخوند خراسانی و علامه نائینی، آشکار شد که واژة نفوذ در ارتباط با نظام بین‌الملل، به‌صراحت توسط فقها به کار رفته است و ایشان دربارة نفوذ از طریق دیپلماسی رسمی هشدار داده و مسلمانان را به نفوذ دشمن و حمله به ایران و لیبی هوشیار نموده و بارها اعلام خطر کرده‌اند. اما فقهای دورة انقلاب اسلامی، و به طور خاص امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای بیشترین تفصیل را دربارة واژة نفوذ داشته و به انواع سه‌گانة نفوذ از طریق دیپلماسی رسمی، دیپلماسی غیررسمی و دیپلماسی عمومی هشدار داده و نفوذ از طریق سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی را تشریح کرده و به دلیل شرایط خاص زمانه و تصدیگری امور حکومتی توسط فقها، بیش از هر دورة فقهی به بحث نفوذ در نظام بین‌الملل پرداخته‌اند. می‌توان به‌صراحت گفت تصدیگری امور حکومتی توسط فقها ارتباط مستقیم با تفصیل یافتن مباحث فقها دربارة واژة نفوذ در نظام بین‌الملل داشته است.