بررسی و تحلیل الگوهای کنش ارتباطی در سوره مبارک مریم(س)با تکیه بر نظریه ارتباطی یورگن هابرماس
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات عربی، دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، قم، ایران.
doi
10.22034/isqs.2026.53092.2470چکیده
نظریه کنش ارتباطی یورگن هابرماس بر آن است که ثابت کند منازعات اجتماعی میبایست به طور ایدهآل و بدون کاربرد قهر و خشونت حلوفصل شود، راهحل این امر از طریق گفتگو و مباحثه صورت میگیرد. از نظر او حقیقت عنصری بین ذهنی است که در کلام ظهور مییابد و افراد باید از نظر درونی به استدلال برتر و منطقی گرایش داشته باشند و آزادانه و عقلانی صحبت کنند تا به هدف تفاهم برسند. نظریه او از سهشاخه عمده کنش گفتاری، کنش نمایشی و کنش هنجاری تشکیل شده و در جریان هر کدام مؤلفهها و معیارهایی برای برقراری ارتباط و رسیدن به هدف تفاهم تعریف شده است. گفتار حاضر با بررسی تعاملات و گفتگوهای موجود در سوره مبارک مریم (س) مبتنی بر نظریه هابرماس به روش توصیفی - تحلیلی به این نتیجه رسید که الگوهای ارتباطی در این سوره از سه نوع کنش موجود بهره برده است و بهتناسب مخاطب و نوع پیام و هدف هر گفتگویی، از روشهایی همچون ترغیب، ارشاد، مخاطبشناسی و زبان بدن و الگوهای هنجاری به جایی بهره برده است. کنش ارتباطی از نوع گفتگو دارای بسامد بیشتری نسبت به کنش نمایشی و هنجاری است