دیدگاه مکتب تفسیر ادبی معاصر در مورد قصههای قرآن و پیامدهای آن
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری گروه تفسیر تطبیقی حوزه المصطفی سلام الله، تهران، ایران.
2 استاد گروه علوم قرآن و حدیت، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 مدرس سطوح عالی تفسیر و علوم قرآنی، حوزه ی علمیه ی قم، قم، ایران
doi
10.22034/isqs.2026.52546.2431چکیده
نظریهپردازان مکتب ادبی معاصر در تفسیر قرآن، متن این کتاب مقدس را در افق متون ادبی ارزیابی کرده و بر وجوه ادبی، بلاغی و زیباییشناختی آن تأکید ورزیدهاند. این رویکرد، هرچند در تبیین ظرفیتهای بیانی قرآن نقشآفرین بوده، در برخی قرائتها به برداشتهای افراطی انجامیده است؛ بهگونهای که قصههای قرآنی صرفاً تمثیلی، اسطورهای یا صرفاً تاریخی تلقی شدهاند. چنین نگرشی تأثیرات منفی بر فرایند تفسیر قرآن بر جای نهاده و ضرورت واکاوی انتقادی آسیبها و پیامدهای آن را برجسته ساخته است.پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانهای، به استخراج و تحلیل پیامدهای این رویکرد تفسیری پرداخته است. از مهمترین نتایج این بررسی، گسترش تمثیلیانگاری قصههای قرآنی و رواج نگرش نمادین به زبان قرآن است؛ نگرشی که افزون بر تضعیف واقعنمایی الفاظ قرآنی، به انکار حجیت ظواهر قرآن، تردید در معجزات انبیاء و کاهش اعتبار تاریخی قصههای قرآنی انجامیده است. این پیامدها با غایت بنیادین قرآن در هدایت، عبرتآموزی و تأثیرگذاری تربیتی در تعارض قرار دارد و تفاسیر نواندیشانه را با چالشهای معرفتی و روشی جدی مواجه میسازد.