ناکامی کانت در «ناکامی تئودیسه های فلسفی»؛ نقد و بررسی رویکرد سلبی کانت به تئودیسه

نویسندگان

1 استاد گروه فلسفه پردیس فارابی دانشگاه تهران

2 استادیار گروه فلسفه و کلام دانشگاه قم.

3 دانشجوی دکتری کلام اسلامی، دانشگاه قم

doi
010107
چکیده

مسئله شرّ از دیدگاه کانت و تئودیسه مورد قبول او در اواخر دوره نقادی با دو رویکرد سلبی و ایجابی به تصویر کشیده شده­است. رویکرد سلبی وی، پایان دادن به هر نوع تئودیسه­پردازی عقل نظری و رویکرد ایجابی­اش، پرداختن به تئودیسه اصیل از منظر عقل عملی است. «ناکامی تمامی تئودیسه­های فلسفی» عنوان مقاله­ای است که کانت با هدف تقویت موضع معرفت­شناسانه خود در اتخاذ رویکردی سلبی نسبت به تئودیسه­های نظری در سال 1791 به نگارش درآورده­­است. از منظر وی تئودیسه­ فلسفی پاسخی عقلانی است به چالشی که عقل، آن را علیه خداوند در مسئله شر ایجاد کرده­است. این درحالی است که عقل هم­چنان­که صلاحیت انتقاد نظری از خداوند به خاطر مسئله شر را ندارد، صلاحیت پاسخ­گویی به آن را هم دارا نیست. اما خود او اینک از منظر یک قاضی بی­طرف به سنجش این چالش­ها و تئودیسه­های مطرح اقدام می­کند تا ناتوانی عقل نظری را در پاسخ به این مسئله کلامی بیش از پیش به تصویر کشد. مقاله حاضر با روشی توصیفی- تحلیلی به طرح این تئودیسه­ها، اشکالات کانت بر آن­ها و نقد و ارزیابی این اشکالات بر اساس الهیات امامیه پرداخته و نشان می­دهد وی در این مقاله به نقد بسیاری از تئودیسه­هایی اقدام کرده که خود پیش از این پذیرفته یا پس از آن در طرح تئودیسه اصیل خویش مطرح می­کند. هم­چنین برخی از این تئودیسه­ها موافق با دیدگاه امامیه است و شواهدی بر تأیید آن­ها از منظر عقل و نقل ارائه خواهد شد.

کلیدواژه‌ها