نقش مبانی فلسفه دین قارهای در معرفت دینی و چالشها و پیامدهای آن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری آیندهپژوهی دانشگاه و پژوهشگاه عالی دفاع ملی و تحقیقات راهبردی.
2 دانشیارگروه معرفت شناسی و علوم شناختی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
doi
020170چکیده
فلسفه قارهای امروزه به نهضتهای فلسفی پدیدارشناسی، اگزیستانسیالیسم، هرمنوتیک، پستمدرنیسم و فمینیسم اشاره دارد. در اندیشه پستمدرن با عنوان نحله محوری فلسفه دین قارهای، عدم قطعیت، اصل اساسی بوده و نسبیتگرایی، تاریخمندی معنا و برساختگی معنا، به عنوان بازتابهای فلسفی آن شناخته میشوند. مواجهه معرفت دینی با این بازتابها، در قوالبی بروز و پیامدهایی بر معرفت داشته است. بر این اساس بیان جایگاه اندیشه پستمدرن در فلسفه دین قارهای و گفتوگوی پستمدرنیسم با معرفت دینی، چالشها و پیامدهای برآمدهی از این گفتوگو و در نهایت، چگونگی نقش آفرینی اسلام شیعی در این دوره، موضوع اصلی مقاله حاضر را تشکیل میدهد. در این خصوص با ترسیم جایگاه اندیشه پستمدرن در فلسفه دین قارهای، تبیین وجوه مثبت و منفی چالشها، پیامدها و اثرات این اندیشه بر معرفت، پیشنهادهایی برای نقشآفرینی ارائه میشود.مقاله حاضر با کاربست روش توصیفی- تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش است که مزیتها و معایب اندیشه پستمدرن برای معرفت دینی چیستند و نقشآفرینی اسلام در جهان چسان باید باشد؟نتیجه آنکه:وجوه مثبت اندیشه پستمدرن میتواند به مثابه یک تسهیل گر برای معرفت دینی ایفای نقش کند؛با نوفهمی و نوآوری در دینپژوهی و اعتبار بخشی به دیگریها میتوان امیدوار به ارائه نقشی درخور در دوران سیطره نیهیلیسم شد؛فلسفه دین با مطالعه سنت، شرایط تاریخی ا ی که بر معرفت دینی تأثیر می گذارد، بشناسد؛فلسفه دین به تأثیرگذاری ایده ها بر اعمال زندگی بنگرد؛برای فهم متون دینی باید با تفاهم بین الاذهانی در پی تعالی فهم باشد.