تربیت مبتنی بر فرانامه (سناریو) روشی تربیتی در قرآن و روایات

نویسندگان

1 حوزه علمیه قم

doi
10.30471/edu.2025.11088.3049
چکیده

چکیده گسترده مقدمه و اهداف: یکی از مهم‌ترین بخش‌های تربیت، روش‌های تربیت است. گاهی روشی که در تربیت افراد لحاظ می‌شود از خود محتوای تربیتی مهم‌تر بوده و نتیجه مطلوب به آن گره خورده است. گاه یک محتوای بسیار خوب با روش نامناسب اثری کاملاً عکس گذاشته و باعث نتیجه‌های منفی می‌شود و گاه یک محتوای متوسط با روشی مناسب اثری دوچندان روی متربی می‌گذارد. روشی که در این مقاله به آن پرداخته شده است روش فرانامه‌سازی یا سناریو‌سازی است به این صورت که مربی با طراحی یک فرانامه و اجرای واقعی آن، متربی را در موقعیتی قرار می‌دهد که او را به اهداف تربیتی خود برساند. گرچه در روانشناسی در مورد تعلیم مبتنی بر فرانامه صحبت شده و آزمایش‌های متعددی انجام گرفته است اما نگاه به این مقوله از دریچه تربیتی و استفاده از این روش برای حصول نتایج تربیتی و نه صرفاً آموزشی، نقطه تمایز اثر پیش رو با پژوهش‌هایی است که در ارتباط با استفاده از سناریو در امور آموزشی انجام گرفته است. همچنین نگاه به این مقوله نه از دریچه تجربیات غربی و تحلیل‌های شخصی بلکه از دریچه قرآن و سنت و کارآیی‌سنجی آن در سیره تربیتی معصومینb نقطه تمایز جدی‌تری در مورد این مقاله است. روش تحقیق: روش تحقیقی که در این مقاله به کار رفته است روش «تحلیل محتوای کیفی» و «روش فقهی» است. تحلیل محتوای کیفی با واکاوی مفاهیم، اصطلاحات و ارتباطات بین این مفاهیم، سعی در استنباط و آشکار کردن الگوی‌های نهان در متن هدف را دارد (مؤمنی‌راد و دیگران، 1392). نوع روش تحلیل محتوای کیفی در این مقاله «تحلیل اسنادی» است. تحلیل اسنادی عبارت از بررسی کتابخانه‌ای اسناد و منابع در دسترس در مقابل مطالعه موردی، مردم نگاری، روش‌شناسی مردم‌نگارانه و روش تاریخی-تطبیقی است (صادقی فسائی و عرفان‌منش، 1394). در روش فقهی نیز با بررسی سندی و دلالی ادله جوازیه و ادله ناهیه، به اعتبارسنجی آنها پرداخته و در آخر با جمع ادله قابل پذیرش با روشی اصولی به نتیجه نهایی رسیده شده است. به عبارت دیگر روش فقهی در استنباط از روایات به معنای شیوه‌ای است که فقیه برای فهم و استخراج احکام شرعی از متون روایی (احادیث معصومینb) به‌ کار می‌گیرد. این روش مجموعه‌ای از قواعد، اصول و موازین اجتهادی است که به فقیه کمک می‌کند روایت را به‌درستی بشناسد، ارزیابی کند و براساس آن حکم شرعی را استنباط نماید. در این روش هم بررسی سندی و اعتباری صورت می‌گیرد مثلاً نسبت به صدور روایت اطمینان حاصل شده و سپس به بررسی دلایل و محتوای آیه و روایت طبق اصول استنباط و با ضوابطی مطمئن پرداخته می‌شود. در آخر نیز با جمع ادله و برطرف کردن تعارض آنها در صورت تعارض، نتیجه نهایی به دست می‌آید. نتایج: هدف از تربیت مبتنی بر فرانامه آن است که متربی اگر اثر تربیتی را قبول نکرده، یا اینکه اثری که قبول می‌کند سطحی بوده و نیاز به عمق بیشتری در اثر گذاری است و یا اینکه خود آموزه و یا اثر تربیتی از اهمیت بسزایی برخوردار است که شایسته نیست به صورت عادی صورت بگیرد، مربی از فرانامه استفاده کرده و اثر تربیتی را به متربی رسانده و عمق‌بخشی نماید. در استفاده از فرانامه در امر تربیت، متربی هم می‌تواند یک فرد یا گروه باشد و هم می‌تواند مردم یک جامعه باشد که حاکم در اینجا در نقش مربی ظاهر شده است. از طرف دیگر فرانامه می‌تواند با عاملیت مستقیم مربی طرح و اجرا شود و یا اینکه با آینده‌نگری که مربی دارد و ایفای نقش در بزنگاه‌ها این کار را کند و عاملیت اصلی در اجرای فرانامه نداشته باشد. در فرانامه‌هایی که بیان شد اصول و روش‌های تربیتی ویژه‌ای استفاده شده است که عبارت است از اصل تدریج در گام‌های فرانامه، اصل رفق با متربی، اصل در نظر گرفتن توان مخاطب و همچنین روش استفاده از نقطه ثقل شخصیتی و روش تشنه‌سازی که در فرانامه‌های بیان شده استفاده شده است. رعایت تدریج در مقام تربیت بدان معناست که مربی از اقدامات عجولانه و شتاب‌زده خودداری نموده و با توجه به شناخت توان و ظرفیت متربی مفاد آموزشی را آرام آرام به وی تعلیم دهد تا زمینه برای فهم و درک عمیق‌تر مطالب فراهم شود. رفق و مدارا نوعی از عدم آزار و اهانت به متربی و نیز رعایت امیال و رغبت‌های وی در فرایند تربیت است. نقطه ثقل شخصیتی نیز عبارت است از حیطه‌ای از ابعاد وجودی و شخصیتی انسان که برای او دارای ارزش و اهمیت بوده و نقش برجسته‌ای در زندگی او داشته و علاقه خاصی نیز به آن دارد. استفاده از نقطه ثقل برای اثرگذاری تربیتی یکی از روش‌های مهم در تربیت است. بحث و نتیجه‏گیری: روش تربیت مبتنی بر فرانامه (سناریو) یکی از روش‌هایی است که شبیه آن اخیراً در روانشناسی یادگیری مطرح شده است اما این روش توسط انبیاء و معصومینb سالیانی پیش مورد استفاده قرار گرفته و ظرائف آن در آیات و روایات مطرح شده است. از جمله آنها، آیاتی است که در مورد حضرت ابراهیم و نوع مواجهه تربیتی با قوم خود بوده که در قضیه پرستش ستارگان و همچنین شکستن بت بزرگ نمودار است. همچنین آیاتی که درباره داستان حضرت موسی و حضرت خضرj آمده است. روایاتی که در آنها تربیت مبتنی بر فرانامه صورت گرفته است نیز مانند ماجرای مفضل و کبوتر بازها، جذب هشام توسط امام صادق، جذب نواده عمر توسط امام کاظم و همچنین داستان معروف موعظه اخلاقی رسول خداn در ماجرای جمع کردن هیزم‌ها از جمله موارد تربیت مبتنی بر فرانامه است که در روایات آمده است. با توجه به این مطلب مربی بایسته است که به سیره معصومینb تمسک کرده و با برنامه و فرانامه‌ای مناسب، مفاهیم توحیدی را به متربی منتقل کند. به عبارت دیگر باید هنر تربیتی به خرج داده و با ابزار داستان و روایت‌سازی و فرانامه سازی، نوعی تربیت در دل صحنه را برای مخاطب و متربی خود به همراه داشته باشد. نه اینکه صرفاً به برگزاری کلاس‌های درسی و معرفتی بسنده کرده بلکه در دل عمل و روایت و فرانامه متربی خود را تربیت کند.