قواعد هستی‌شناختی تأویل و تأثیر آن بر معنای متن در حکمت صدرالمتألهین

نویسندگان

1 استادیار گروه الهیات و معارف اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان.

2 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه اصفهان؛

doi
060106
چکیده

در تأویل هستی و متن، حقایقی که از دید ظاهری در تفسیر عالم و متن پنهان است، به منصه ظهور آورده می‎شود. ملاصدرا به عنوان یک فیلسوف، دارای مبانی مستدلی در وجودشناسی است که بر سبک تأویلی او تأثیر گذاشته است. این مبانی قابل قاعده‌مندی است که هدف این مقاله نیز استنتاج این قواعد و نشان‎دادن تأثیر آنها بر تأویل متن است. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی بر مبنای وجودشناسی صدرایی است و به استنتاج و بررسی پنج قاعده اصلی و چند قاعده فرعی -که در زیرشاخه های قواعد اصلی قابل پیگیری است- می ‎پردازد و با ذکر نمونه‎های تأویل متن، تأثیر قواعد هستی‎شناسی را بر تأویل متن نشان می‎دهد. قواعد اصلی استخراج ‎شده عبارت‎اند از ارجاع ماهیت به وجود، ظرفیت‎های تأویلی در وجود (مراتب وجود)، ظاهر، بستر وجود‌شناختی، تطابق عوالم در تأویل و ارجاع کثرت به وحدت. این مقاله ضمن آنکه منطقی فلسفی از تأویل های متن را نشان می‎دهد، نظریه ‎ای تأویلی از هستی در قالب قواعد نیز محسوب می‎شود.