بررسی تطبیقیِ کاربست «منابع معرفتی غیرهمگانی» نزد صدرالمتألهین و علامه طباطبایی
نویسندگان
1 استاد گروه حکمت و فلسفه دانشگاه تربیت مدرس دانشگاه تربیت مدرس
2 استادیار گروه فلسفه، حکمت و منطق دانشگاه تربیت مدرس
3 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تربیت مدرس
doi
01.104چکیده
چگونگی و روش بهکارگیری منابع معرفتی به تناسب علوم مختلف، نقش مهمی در اعتبار و گسترۀ آن دانش دارد. صدرالمتألهین و علامه طباطبایی علی رغم استفاده از مقدمات بدیهی و روش برهانی برای اثبات گزارههای فلسفی، از دیگر منابع معرفتی نیز بهره میبرند؛ اما در نحوۀ استفاده از این منابع یکسان نیستند. پژوهش حاضر با روش تحلیلی- توصیفی در صدد مقایسۀ روش بهکارگیری «منابع معرفتی غیر همگانی» نزد ملاصدرا و علامه طباطبایی است و به این پرسش پاسخ میدهد که دو فیلسوف در نحوۀ بهکارگیری منابع مذکور چه اشتراکات و افتراقاتی با یکدیگر دارند؟ رهیافت حاصل از پژوهش نشان میدهد دو اندیشمند در بهرهگیری از منابع معرفتی غیر همگانی جهت مسئلهسازی، روشنسازی مسئله و کشف حد وسط برهان، با یکدیگر اشتراک دارند؛ اما از این منابع در جایگاه مقدمات برهان و تأیید استدلال به نحو یکسان استفاده نمیکنند. ملاصدرا در هر دو مقام، از منابع و ابزارهای وحیانی و شهودی بهره میبرد؛ اما علامه طباطبایی نهتنها در مقدمات بلکه جهت تأیید براهین فلسفی نیز از این منابع استفاده نمیکند. به این وسیله علاوه بر پرهیز از تفسیر به رأیِ وحی، نظامی ریاضیوار با قابلیت دستیابی به یقین منطقی ارائه میدهد.