مسئله‌انگاری «استظهار هرمنوتیکی» و «عدم نیل به مراد مؤلف» در اصول فقه و فلسفه آن

نویسندگان

1 استاد دانشکده الهیات پردیس فارابی دانشگاه تهران

2 دانش‌آموخته رشته فقه و مبانی حقوق دانشگاه فردوسی مشهد

3 دانش‌آموخته رشته فقه و مبانی حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز

doi
03.103
چکیده

طرح مبانی مسائل نوپدید در هر علمی سبب پیشرفت و تطور منطقی و منظم در آن علم می‌گردد. یکی از مسائل جدیدی که در اصول فقه و فلسفه آن باید کاویده شود، مبانی مارتین‌هایدگر و شاگرد او هانس گئورگ گادامر در مورد فهم و خوانش از متن است که با عنوان «هرمنوتیک فلسفی» یاد می‌شود. «عدم نیل به مراد مؤلف» و «درست‏انگاری استظهارهای شخصی با پیش‏ذهنیت‌های جزئی و نه نوعی» به عنوان دو آموزه مهم آن، نفوذ عمیق و گسترده‌ای در این دو دانش دارد. بر این بنیاد، مسئله اصلی مقاله پیش رو تحلیل امکان طرح دو اصل هرمنوتیکی فوق به عنوان گزاره‌های مسائل اصول فقه و فلسفه آن می‌باشد. بر اساس برایند یافته‌های پژوهش، اصول مهم هرمنوتیک فلسفی هم در اصول فقه و هم در فلسفه آن باید ارزیابی و از مسائل آن تلقی گردد. در این راستا آموزه «امکان نیل به مراد متکلم و متکلم‏محوری» به عنوان یکی از مبانی تصدیقی اصول فقه در دانش فلسفه اصول باید گنجانده شود و «درست‌انگاری استظهارهای شخصی و نه نوعی» -که در ابواب متعددی از جمله اوامر، نواهی، عام و خاص، مطلق و مقید، قطع و ظن کاربرد دارد- باید به عنوان جزئی از مسائل اصول فقه، حجیت آن توسط اصولیان طرح و بررسی گردد.