رابطه منطقی معجزه با صدق گفتار آورنده آن
نویسندگان
1 دانش آموخته سطح چهار حوزه علمیه قم و دکتری مذاهب اسلامی دانشگاه ادیان و مذاهب
doi
07.103چکیده
موضوع این مقاله یکی از مسائل پرپیشینه و ریشهدار کلامی و قرآنی است و آن «رابطه معجزه با صدق ادعای آورنده معجزه» است و اینکه چگونه مثلاً انداختن عصا و تبدیل آن به افعی، دلیل بر حقانیت قول آورنده و رسالت او از جانب خداست و به اصطلاح چه رابطهای بین یک عمل تکوینی و نبوت که یک منصب معنوی است، وجود دارد. ما در این مقاله در صددیم دلالت آن را به صورت برهانی ثابت کنیم. دلایلی برای اثبات این مدّعی مطرح شده است؛ مانند قول مشهور «قبح اغراءِ به جهل» و بیان علامه طباطبایی با قاعده فلسفی «حکم الامثال فی ما یجوز». دلالت معجزه بر صدق مدعی دلالت لفظی نیست. بهتبع دلالت مطابقی و تضمنی و التزامی مورد بحث ما نیست؛ بلکه دلالت آن عقلی و به صورت برهان لمّی است؛ زیرا با درنظرگرفتن صفات خدا مانند حکیمبودن و اینکه وجود او منزه از قبیح است، و از آنجا که این مسائل جنبه علّی و معلولی دارد، درنهایت به لازم آن پی میبریم؛ یعنی درواقع آوررنده این معجزات در ادعای خود راستگوست و لازمه صفات جمال و جلال خداوند اقتضا میکند که در ادعای خود راستگو باشد. خدا هرگز چنین قدرت فوقالعادهای را به فردِ دروغگو نمیدهد و اگر هم بر فرض ممکن، فردی صاحب چنین قدرتی شد، بر خدا لازم است، مانع گمراهی بندگان شود. بیان دوم اینکه رخداد معجزه به عنوان یک خارق عادت و ادعاى ارتباط با عالم بالا به عنوان خرق عادت دوم، مطرح شدهاند و هر دو مماثل یکدیگر میباشند. اگر اولى را پذیرفتیم، دومى (ادعاى نزول وحى) نیز به جهت قاعده «حکم الأمثال فى ما یجوز وما لا یجوز واحد» بالضروره پذیرفته مىشود. قول کسانی که معتقدند معجزه برای اقناع عوامالناس است و آن را حرکتی فریبکارانه تلقی میکنند، با اثبات نظریه نخست، شأن و جایگاه معجزه را به بالاترین درجه خود که مرتبه منطق و عقل است، ارتقا دادهایم. اگر ما دلالت معجزه را برهانی ندانیم، درواقع بر یکی از مهمترین و اساسیترین مسئله اعتقادی خود برهان اقامه نکردهایم.