شِگرف خُرد در سرودههای ویلیام کارلوس ویلیامز
نویسندگان
1 دکترای زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده زبانهای خارجی، دانشگاه اصفهان
2 استادیار زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده زبانهای خارجی، دانشگاه اصفهان
doi
10.22059/jor.2021.326969.2184چکیده
سرودههای ویلیام کارلوس ویلیامز به دلیل تصویرسازی زیبا و کارآمد و نیز ایجاز آن مشهور است. دستاورد شعری ویلیامز تنها در طول چند مصرع، چیزی شبیه به معجزه است. پیوند نزدیکی که این شاعر با جهان پیرامونش بنیان میگذارد، در حالی که به نظر میرسد اهمیت چندانی نداشته باشد، فضایی از امر شگرف را بر شعرهای او حاکم میکند؛ هرچند این احساس شگفتی و حیرت در شعرهای ویلیامز از موضوعاتی مجلل، خارقالعاده، و بیکران سرچشمه نمیگیرد. ویلیامز به آشناترین، عادیترین و سادهترین لحظات زندگی روزانه، رنگ و بویی متعالی میبخشد. یافتن ویژگیهای شگرف در عادیترین مسائل و اشیاء زندگی مفهومی است که «شِگرفِ خُرد» نامیده میشود. این پژوهش با ترسیم نظریههای موجود پیرامون مفهوم امر «شگرف» (امر والا) و همچنین تعالیگرایی رمانتیک و ژانر هایکو میکوشد تا چگونگی این تعالی، شگفتانگیزی، و شگرفسازی سرودههای ویلیامز را بررسی کند. در این راستا به نظریات ادموند برک و امانوئل کانت و نیز نظریههای متاخر دربارۀ امر شگرف اشاره خواهد شد و در کنار آنها از نظریههای ویلیامز نیز بهره خواهیم گرفت.