بررسی تطبیقی استعاره ی مفهومی غم و شادی با استناد بر شواهدی از آثار افغانی و ایشی‌گورو

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، تبریز ،ایران.

2 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، تبریز، ایران

3 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، تبریز، ایران

doi
10.22059/jor.2020.290281.1903
چکیده

زبان­شناسی شناختی، یکی از گرایش­های جدید و قدرتمند زبان، فکر و به تبع آن استعاره است که زبان را در تعامل با اندیشه، منطق و ادراک می­داند. در این رویکرد، مفاهیم انتزاعی و گنگ توسط مفاهیم ملموس و آشنا ساختاربندی می­شوند. نظریه­ی استعاره­ی مفهومی، از نظریه­های مهم زبان­شناسی شناختی است و در این میان احساس که مفهومی ذهنی است؛ یکی از حوزه­های مورد مطالعه می­باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر به بررسی و مقایسه­ی استعاره­های مفهومی غم و شادی در آثار دو نویسنده­ی معاصر ایرانی و انگلیسی به نام­های افغانی و ایشی­گورو (برنده­ی جایزه­ی نوبل ادبی 2017) می­پردازد. برای انجام مراحل پژوهش، ابتدا 50 مورد از آثار دو نویسنده­ی فوق که در آن­ها مفهوم استعاری یکی از حوزه­های غم و شادی به کار رفته بود، استخراج گردید که از این مجموعه، 31 مورد به استعاره­های غم و 19 مورد به استعاره­های شادی مرتبط گردید و رایج­ترین حوزه­های مبدأ برای مفهوم­سازی دو احساس بیان و مشخص گردید فراوانی استعاره­های غم و تنوع معنایی آن­ها بیشتر از حوزه­ی شادی می­باشد. سپس استعاره­های غم و شادی بر اساس مدل کوچش، برای تشخیص این که غالب استعاره­ها در کدام گروه قرار می­گیرند، تقسیم­بندی شد. پس از تحلیل داده­ها، تلاش شد پربسامدترین نگاشت­های استعاری و حوزه­های مبدأ که در ساخت استعاره­های غم و شادی به کار می روند، تعیین گردد.