کاربرد و کارآمدی منطق سیستمها در اجتهاد
نویسندگان
1 استادیار گروه منطق فهم دین پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
doi
10205چکیده
اگر استنباط (اجتهاد در اصطلاح فقهی) تلاش معرفتی روشمند برای کشف موجّه «حُکم» در مورد «فعل مکلف» باشد و اگر «حکم» جهتدهی به «فعل مکلف» باشد که تعیین نوع رفتار فرد یا جامعه بر اساس نظر شارع است و اگر این جهتدهی برای تحقق رفتار خاصی در مکلف، نیازمند تعیین چگونگی باشد و اگر تعیین «چگونگی» نیازمند تعیین کمیت، کیفیت، زمان، مکان، زمینه، شرایط، نقطه شروع، جهت، مراحل، نقطه پایان، موارد بحران و اختلال، موارد تقویت و تشدید، جایگزینهای احتمالی و...، در اجزا و روابط شکلدهندۀ موضوع باشد، آنگاه به نظر میرسد نیاز به قاعده و قانونی برای دستیابی به این «چگونگی» است، به طوری که جامع و مانع باشد. از سوی دیگر اگر «منطق طراحی سیستمها» عبارت باشد از «قواعد ترکیب میان مؤلفههای ورودی در یک سیستم به طوری که با تعیین مناسبترین زمان، مکان، کمیت، کیفیت، زمینه، شرایط، نقطه شروع، جهت، مراحل و...، منجر به خروجی کارآمد شود (اثری که سبب حل مشکل و رفع نیاز باشد با کمترین زحمت و بیشترین اثرگذاری)، آنگاه به نظر میرسد منطق طراحی سیستمها میتواند گزینه مناسبی برای تجزیه تحلیل و ترکیب ادلۀ مرتبط با افعال مکلفان باشد، به طوری که منجر به تعیین جامع و مانع چگونگی امتثال امر شارع شود.نقد مشهور «خلط امور ماهوی با اعتباری» و عدم جریان قواعد امور واقعی در اعتباریات نیز با توجه به اینکه اعتبارات شرعی، اعتبارات محضه نیستند، بلکه اعتبارات دارای منشأ واقعی هستند و قواعد جاری بر منشأ آنها بر آنها هم جاری میشود، پاسخ داده شده است. در نهایت نیز منطق سیستمها به عنوان ابزار اصلی برای «جمع دلالی» در اجتهاد (اعم از جمع میان مُثبتات و جمع عرفی و ترجیحات) عرضه گردیده است.