واکاوی رویکرد هرمنوتیکی حسن حنفی در تفسیر قرآن
نویسندگان
1 دانش پژوه سطح چهار حوزه علمیه رفیعه المصطفی تهران
2 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه خوارزمی
doi
10206چکیده
حسن حنفی از متفکران روشنفکر معاصر مصر، دارای نظریۀ خاصی درباره هرمنوتیک متن به نام «نظریۀ تفسیر» است. این نظریه بر تأثیر پیشفرضهای مفسّر در تفسیر، نسبیگرایی و قرائتهای مختلف از دین مبتنی است. پشتوانۀ فکری حنفی در نظریهپردازی از مکاتبی چون پدیدارشناسی، اومانیسم، مارکسیسم، سوسیالیسم و رویکرد تاریخی-تمدنی و نومعتزله به عاریت گرفته شده است. از نظر او هرمنوتیک همان علم تأویل است و متن صورت مجردی است که نیاز به مضمونی دارد که آن را پر کند؛ از این رو ما مضمون معاصری را برای متن قرار میدهیم. حنفی با این قرائت هرمنوتیکی میخواهد به ارکان ایمان و اسلام مسلط شده، به بازخوانی علم کلام بپردازد. تفسیر او تفسیر تجربی زنده مشترک میان مفسر و خواننده است که متوقف بر غایت، روش و نیازهای مفسر میباشد؛ همچنین بر نیازها و مطالبات مردم تمرکز و بر ابراز حق اغلب مردم تکیه کرده، اولویت را به واقعیت و تاریخ میدهد. به تفکر التقاطی و گزینشی حنفی انتقادهای جدی و بنیادینی وارد است که در این مقاله به آن میپردازیم. در این نوشتار بر خلاف پژوهشهای پیشین که اغلب بر گزارش و روششناسی اندیشههای نوگرای حنفی در بازسازی میراث اسلامی متمرکز شدهاند، با روش توصیفی و تحلیل مفهومی و گزارهای به تبیین و نقد رویکرد هرمنوتیکی حنفی در تفسیر قرآن پرداخته میشود.