بررسی دلالتهای علم اشتدادی بر وجه سیاسی انسان کامل نزد سهروردی
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه و کلام دانشگاه شیراز
2 دانشجوی دکترای حکمت متعالیه، گروه فلسفه و کلام دانشگاه اصفهان، اصفهان.
doi
10208چکیده
تحقیق و تفحص در باب معرفتشناسی که از شاخههای اساسی فلسفه دین به شمار میرود، از دیرباز مورد توجه متفکران و پژوهشگران این حوزه بوده است. ارتباط معرفت و علمشناسی دینی با حیطه سیاست دینی، یکی از مهمترین مسائلی است که ابعاد ظرفیت اندیشه و گزارههای دینی را در اثبات برخی مسائل دینی به نمایش میگذارد. در این باب مطالعه دیدگاه سهروردی حائز اهمیت است؛ چراکه زوایای متعددی از ارتباط علم دینی با وجه سیاسی و حکومت دینی را به اثبات میرساند. بیانات او درباره نسبت انسان با مراتب هستی و حقیقت، نورانیت ادراک و اشتداد آن، زمینه استنتاج علمشناسی دینی- فلسفی را فراهم آورده که اعتبار آن با سایر نظریات حوزه فلسفه علم متفاوت است. در این علمشناسی انسان به میزان تناظر و هماهنگی با هستی، بهتدریج از ظواهر محسوسات به بطن آنها رهنمون و از این طریق به حقیقت آنها نایل میگردد و علم او اشتداد مییابد. این گذر در فلسفه اشراق به وسیله عالم مثال به عنوان حلقه پیوند عالم ماده با عالم عقول امکانپذیر است و ارتباط مستقیمی با ارتقای ساحت نورانیت انسان دارد. به نظر میرسد سهروردی آموزه انسان کامل را با اهتمام به حقانیت چنین علمی بنا نموده است. هدف نوشتار حاضر این است که با روش توصیفی- تحلیلی ابعاد علم اشتدادی را بررسی و سپس آموزه انسان کامل و تبیین وجه سیاسی او در مکتب اشراق را به عنوان یکی از لوازم اهم علم اشتدادی واکاوی نماید. لزوم وجود، جنبه سیاسی و حکومتی و سایر ویژگیهای انسان کامل از مواردی است که با تفطن به ابعاد علم اشتدادی قابل اثبات میگردد.