تجانس حق و خلق از منظر فلاسفه و عرفا

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.

doi
10104
چکیده

در مسئلۀ نسبت بین حق و خلق عموم فلاسفه به تجانس موجودیت حق و خلق قایل‏اند؛ یعنی حق و خلق، هر دو را موجود حقیقی می‌دانند، گرچه درباره معیار موجودیت بین آنها اختلاف هست. مشائیان موجودات را حقایقی بسیط و کاملاً  متباین می‌دانند و اشراقیان موجودات را از سنخ ماهیات قرار می‌دهند و فیلسوفات حکمت متعالی معتقدند موجودات از سنخ وجود مستقل یا رابط‌‌‌اند و نظر عرفا در این مسئله نفی هر تجانسی بین حق و خلق است. آنها حق را موجود حقیقی و خلق را موجودنما یا شیء مجازی می‌دانند و از منظر آیات و روایات دینی تجانس بین حق و خلق باطل است. به نظر می‌رسد دیدگاه عرفا مؤید به براهین عقلی و نقلی است و دیدگاه فلاسفه در هر سه مکتب مشایی، اشراقی و متعالی با اشکالات عقلی فراوانی مواجه است که پذیرش آنها را ناممکن می‌سازد؛ از ین رو دیدگاه عدم تجانس بین حق و خلق به این صورت که حق موجود حقیقی و بالذات و مخلوقات موجود بالعرض و مجازی است، دیدگاهی است که برهان عقل و نقلی دارد و باید آن را پذیرفت.