نقد مبانی وحیشناسی سروش
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری حکمت متعالیه موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
2 استاد گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی (نویسنده مسئول)
doi
چکیده
چیستی حقیقت وحی و تبیین چگونگی دریافت آن توسط نبی، همواره در تاریخ اسلام مورد مداقه و مناقشه بوده و هست. در زمان حاضر بعضی افراد از جمله عبدالکریم سروش که تحت تأثیر مستقیم و گسترده نظریات هرمنوتیکی و زبانشناختی برخی اندیشمندان غربی است، با ایجاد تردید در ماهیت زبانی وحی از یک سو و با ایجاد تشکیک در منبع وحیکننده از سوی دیگر، میان نظرگاه متقدمان و متأخران تفاوتی جدی به وجود آوردهاند. با آغاز این جریان نقدهای درخور توجهی از سوی علمای حوزوی و دانشگاهی به روبنای دیدگاههای وحی شناختی سروش وارد شد؛ اما به خاستگاه و زیربنای آن دیدگاهها کمتر پرداخته شده است. در این مقاله زیربنا و مبانی دیدگاههای وحی شناختی وی را که مبانی دینشناختی، معرفت شناختی، هرمنوتیکی و زبان شناختی است، استخراج و نقد میکنیم. عمده اشکالاتی که به دیدگاههای سروش وارد است، از این قرارند: اجمالگویی و ابهام در تبیین نظریه؛ ضعف در روش شناسی؛ خلط میان مباحث مختلف؛ قیاس غلط اسلام با ادیان و فِرَق دیگر؛ ادعاهای بی دلیل و نسبی گرایی معرفتی.