خدا در فلسفه اسپینوزا
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین
doi
چکیده
اسپینوزا فیلسوف معروف اروپا در دوره جدید در بخش اول از مهمترین کتاب خود، یعنی «اخلاق» نسبتاً بهتفصیل درباره خدا سخن گفته است. او خدا را جوهر مینامد که دارای صفات نامتناهی است و طبیعت عبارت از حالات صفات نامتناهی اوست. بنابراین جوهر، صفت و حالت سه عنصر اصلی واقعیت در نظر اسپینوزاست. مهمترین مسئله در فلسفه اسپینوزا نظر اوست درباره تعالی یا عدم تعالی خدا از طبیعت. به بیان دیگر این مسئله که طبیعت ـ که مجموعه نظام حالات خداست ـ همان خداست یا نه، خدا علاوه بر ظهور در حالات، حقیقتی است متعالی از آنها. به عبارت سوم آیا اسپینوزا معتقد به «همهخدایی» است که بر اساس آن خدا همان کل طبیعت است که هر شیئی جزئی از آن را تشکیل میدهد یا نه، او برای خدا وجودی متعالی از طبیعت هم قایل است؟ در این مقاله با استناد به متن سخن اسپینوزا، «همهخدایی»بودن او نفی شده و همچنین اثبات شده است که برهان او بر وجود خدا همان برهان وجودی آنسلم نه بلکه برهان صدیقین است که بر پایه آن خدا وجود صرف و بنابراین واجبالوجود است.