علم انسان به خدا در تفکر فارابی
نویسندگان
1 دانشیار گروه معرفت شناسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
doi
0199چکیده
مسئله «علم انسان به خدا» با وجود اینکه در طول تاریخ دیرپای فلسفه و الهیات، سابقهای کهن دارد، اما همچنان ذهن متفکران دینی بهویژه فلاسفه دین و حتی برخی از معرفتشناسان معاصر را به خود مشغول داشته است. در این میان، فارابی معتقد است که قوای ادارکی بشر در شناخت اشیا و بهویژه خدا با محدودیتها و موانع مهمی مواجه است و ایجاد صورت معقول (مفهوم) خدا در ذهن یا عقل انسان مشکلاتی جدی به همراه دارد. همچنین نامها و اوصافی که خدا با آنها نامیده میشود، بهنحوی معنادار هستند و سخنگفتن از خدا بهگونهای که هم معتبر (صادق و موجّه) باشد و هم به مشکلات کلامی نینجامد (تنزیه خدا از مخلوقات حفظ شود و تشبیه او به مخلوقات منتفی گردد)، نهایتاً با زبان اشتراک معنوی امکانپذیر است. فارابی در کنار بیان فلسفی علم انسان به خدا، میکوشد تبیین عرفانی از آن نیز ارائه دهد و اگر فصوص الحکم را از آنِ وی بدانیم، او بحث مشبعی را به روش عرفا در باب موانع و محدودیتهای شناخت عقلیِ انسان از خدا و لزوم شناخت شهودیِ انسان از او مطرح کرده است. نوشتار حاضر، ضمن تبیین مباحث فوق، به بررسی و نقد دیدگاههای فارابی در این باره و نظرات برخی محققان میپردازد که تا حدی متعرض این مسئله شدهاند.