مبانی وحدت وجود در اندیشه هراکلیتوس و ملاصدرا
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد فلسفه اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد
doi
0399چکیده
دریافت مفهوم وحدت و تلاش برای بازگرداندن کثرات عالم به امری وحدتبخش در فلسفه، تلاشی دیرینه است که سابقه آن را میتوان تا فلسفه یونان باستان بهویژه در فلسفه هراکلیتوس پی گرفت. وحدت در اندیشه او با آنچه پیشینیان او از وحدت دریافتند، متفاوت است. نگاه او به «آرخه» گذری است از ماده به امر غیر مادی؛ مظهر این امر «لوگوس» است. لوگوس، وحدتبخش امر مادی و غیر مادی و کلّ هستی است. در جهان اسلام نیز نظریه وحدت وجود مورد توجه عرفا و در رأسشان ابنعربی بوده است؛ اما ملاصدرا اولین فیلسوفی است که این نظریه را به صورت استدلالی و عقلانی در نظامی فلسفی عرضه میکند. هراکلیتوس و ملاصدرا تلاش میکنند تصویری وحدت وجودی از عالم هستی نشان دهند. نظرات هر دو فیلسوف در عین اختلاف، دارای نقاط اشتراک نیز میباشند. این مقاله در صدد بررسی مبانی وحدت وجود در اندیشه این دو فیلسوف است و به مقایسه نقاط اشتراک و اختلاف این دو اندیشمند میپردازد.