بررسی نقدهای علامه جعفری بر قاعده‌ها‌ی «مُعطِی الشَیءِ لایَکُونُ فاقِداً لَه» و «بَسیطُ الحَقیقَه کُلُّ الأشیاءِ»

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران

2 استاد گروه فلسفه واحد تهران مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی

doi
0499
چکیده

در میان قواعد فلسفی، دو قاعده «معطی الشیء لا یکون فاقداً له» و «بسیط الحقیقة کلّ الاشیا و لیس بشیء منها» به‌ویژه در مباحث الهیات از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند. فلاسفه به طور عام از قاعده نخست در تبیین سنخیت بین علت و معلول استفاده می‌کنند و ملاصدرا از قاعده دوم در اثبات وحدت شخصیه وجود بهره می‌گیرد. علامه محمدتقی جعفری که با تقریر‌هایی از وحدت وجود مخالف است و سنخیت را در عرصه ماورای طبیعت نمی‌پذیرد، به نقد دو قاعده فوق پرداخته است. ما در این مقاله انتقادهای ایشان را به این دو قاعده بررسی می‌کنیم و پس از بازشناسی خطاهای او در فهم این قواعد و قلمروهای آنها به این نتیجه می‌رسیم که آنها قادر به نفی دو قاعده مزبور نیستند. آزمودن قواعد فلسفی در عرصه طبیعت و خلط امور معرفت‌شناختی و وجودشناختی از مهم‌ترین خطاهای اوست. این مقاله با استفاده از روش تحلیلی و با اتکا به آرای ملاصدرا به نقد اندیشه علامه جعفری پرداخته است.